فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٧٢ - حَيثيّات
از آن كلمات.
(از دستور ج ٢ ص ٦٧) حيثيّت انضماميّه حيثيّت انتزاعيّه حيثيّت تقييديّه حيثيّت تعليليّه حيثيّت مطلقه (اصطلاح فلسفى)هرگاه در احكام و قضايا و محمولات موضوع حكم«من حيث انه منضم اليه امر آخر»در خارج،موضوع حكم باشد حيثيت انضمامى است و هر گاه موضوع حكم«من حيث انه منتزع منه امر آخر»موضوع حكم باشد حيثيت انتزاعى است و بنا بر اين حيثيت انضمامى مقابل حيثيت انتزاعى است كه موضوع حكم«من حيث انه منضم الى امر آخر»موضوع است.
و بالاخره مطلق حيثيات يا تقييدىاند و يا تعليلى قسم اول آنست كه حيثيت و تحيث مانند جزء موضوع باشد مانند ناطق براى انسان و دوم آنست كه تحيث خارج از ذات موضوع باشد مانند كون الشيء علت و معلول كه عليت و معلوليت خارج از ذات است و اگرچه تحيث و تقيد داخلاند بشرط آنكه بر نحو تحيث و تقيد مأخوذ شوند نه بر حسب قيد.
اختلاف حيثيات تعليليه موجب كثرت در نفس موضوع نمىگردد بلكه موجب تكثر «ما خرج عنه الموضوع»است و اختلاف در حيثيات تقييديه مقتضى تكثر در موضوعات است يعنى در ذات موضوع است.
در مورى كه تكثر حيثيات كه موجب تكثر موضوعات يعنى ذات موضوعات است نيز برد- و قسم است يكى آنكه حيثيات مختلفه بالذات فى نفسه متغاير باشند و لكن غير متقابل باشد بيكى از انحاء و اقسام تقابل مگر بالعرض مانند شكل و مقدار و طعم و لون و رائحه و حرارت و غيره از انواع مقولات عرضى كه آنها حيثيات مختلفۀ اجسامند و تقابل آنها تقابل بالعرض است.
و قسمتى ديگر حيثيات متقابلۀ بالذاتاند بنوعى از تقابل مانند سواد و بياض و علم و جهل و بالجمله هرگاه مقصود تحيث در موضوعيت حكم نباشد و از تقيد عدم قيد در موضوعيت حكم باشد و اينكه موضوع باطلاق موضوع حكم باشد اين نوع حيثيت حيثيت اطلاقيه است مثال«ماهيت من حيث هى لا موجودة و لا معدومة»و يا مقصود از تحيث آن ميباشد كه حيثيت و تحيث جزء موضوع باشد من حيث هو موضوع«جسم از حيث آنكه مسطح است ابيض است و از جهت آنكه ابيض است مرئى است»كه حيثيت تقييدية انضماميه است و هر گاه مقصود از تحيث تعليل حكم باشد مثل آنكه گفته شود«انسان از حيث آنكه مدرك امور غربيه است متعجب است يا از جهت آنكه متعجب است ضاحك است»كه در اين صورت حيثيت تعليليه است و بالاخره اگر منظور از ذكر حيثيت تقييدى است و اگر مقصود تعليل حيثيت جزء بودن آن باشد چنانكه گويند جسم از حيث آنكه مسطح است ابيض است موضوع حكم باشد حيثيت تعليليه است و هرگاه منظور از ذكر حيثيت عدم تقيد موضوع بقيدى و حيثيتى باشد و موضوع بطور مطلق مستحق حمل باشد حيثيت مطلقه است.
(از دستور ج ٢ ص ٦٧-اسفار ج ١ ص ١٩،٢١-ج ٣ ص ١٥١،١٥٥-مبدأ و