فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٣٩ - حَضَرات خَمس
شير(ماك)كه آن را بعربى لباء گويند.
مضايقه نمايد.
پس از انقضاء دو سال مدت رضاع، اگر طفل دختر است حضانت و سرپرستى او تا هفت سال با مادر است و اگر پسر باشد حضانت و تربيتش تا سن بلوغ با پدر خواهد بود.
پس از فوت پدر مادر اولى و احق از هر كسى است بحضانت فرزند تا سن بلوغ و اگر او هم فوت شده باشد حضانت طفل با خويشان نزديك او بطور الاقرب فالاقرب خواهد بود.
ثبوت حضانت مادر مشروط است باين كه شوهر ديگرى اختيار نكرده باشد.پس اگر از پدر طفل طلاق گرفته و بديگرى شوهر كرده باشد حضانتش ساقط خواهد شد.و اگر از او هم طلاق گرفت حضانتش عود خواهد نمود.
(كليات حقوقى ص ٢٩٧)
حَضَرات خَمس
-(اصطلاح عرفانى) با آنكه تمام موجودات عالم از ذره تا دره مظهرى از مظاهر حقاند و هر يك را مقام و موقعيتى است كه مظهر يكى از صفات جمال و كمال و جلال است.
و مظهر حقند مع ذلك عرفا عموما بذكر حضرات خمس اكتفا كردهاند كه آنها اصول حضراتند و آنها عبارتند از:١ حضرت غيب مطلق كه عالم آن عالم اعيان ثابته است در حضرت علميه ٢ حضرت شهادت كه مقابل حضرت غيب است و عالم آن عالم ملك است ٣ حضرت غيب مضاف كه بر دو قسم است يكى آنكه نزديك به غيب مطلق است و عالم آن عالم ارواح جبروتيه و ملكوتيه است يعنى عالم عقول و نفوس ٤ ديگر آنكه اقرب و نزديكتر بعالم شهادتست و عالم آن عالم مثالست ٥ حضرت جامعه كه جامع چهار حضراتست و عالم آن عالم انسان كامل است كه جامع جميع عوالم است،عالم ملك مظهر عالم ملكوتست كه عالم مثال مطلق است و عالم مثال مطلق مظهر عالم جبروتست كه عالم مجردات باشد و عالم جبروت مظهر عالم اعيان ثابته است و اعيان ثابته مظهر اسماء الهيه و حضرت و احديت است و آن مظهر حضرت احديت است.
(از شرح قيصرى ص ٢٧).
در شرح ديوان حضرت امير حضرات خمس را چنين شمردهاند ١ حضرت غيب الغيوب و غيب مطلق ٢ حضرت اسماء و حضرت صفات و جبروت و برزخ البرازخ و برزخيت اولى و مجمع البحرين و قاب قوسين ٣ حضرت افعال كه عالم امر و عالم ربوبيت و غيب مضاف و غيبت باطن است ٤ حضرت مثال و خيال منفصل ٥ حضرت حس و ملك.
در مصباح الانس حضرات را چنين ذكر كرده است ١ حضرت غيب ٢ حضرت شهود ٣ حضرت واسطۀ جامعه ٤ حضرت مثال ٥ حضرت شهادت(از مصباح الانس ص ١٠٢).
شاه نعمت الله گويد:
غيب مطلق حضرتى از حضرتش
عالم اعيان بود در خدمتش
هم شهادت حضرتى ديگر بود
عالم او ملك خوش پيكر بود
حضرتى ديگر بود غيب مضاف
با شهادت وجه او باشد مثال
چار حضرت گفتۀ صاحب كمال
چهار حضرت در يكى حضرت نگر
تا به بينى پنج حضرت اى پسر