فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٩٨ - عُقولِ عَشَره
مرتبت بواسطۀ نور اول و همين طور انوار متضاعف شوند و بنا بر اين از اين جهات و اعتبارات متكثرۀ متضاعفه عدۀ زيادى از انوار قاهره پديد مىآيد بعضى باعتبار آحاد مشاهدات و اشعۀ تامه عظيمه كه آنها را قواهر اصول اعلون نامند و از اين قواهر در اثر تركيب جهات و مشاركات و مناسبات آنها مثلا بمشاركت جهت فقر با شعاعات و با مشاركت جهت قهر با شعاعات و با مشاركت جهت شوق و محبت با شعاعات و بمشاركت اشعۀ قاهره بعضى با بعضى ديگر و بمشاركت اشعۀ قاهره بعضى با بعضى ديگر و بمشاركت بعضى از اشعه با بعضى ديگر اعدادى از انوار و بمشاركت اشعۀ تمام انوار با جهت فقر ثوابت و كرات آنها پديد آمده و بمشاركت اشعه با جهت استغنا و قهر و محبت و مناسبات بين اشعۀ شديده ارباب اصنام نوعيۀ فلكيه و طلسمات بسائط و مركبات عنصريه پديد آمده است و بنا بر اين مبدأ هر يك از اين طلسمات نور قاهره است كه صاحب طلسم است و نوع قائم نورى است«و الانواع النورية القاهرة اقدم من اشخاصها اى متقدمة عقلا و الامكان الاشرف الحقيقى وجود هذا لانواع النورية المجردة»(مجموعۀ دوم مصنفات ص ١٤٠-١٤٣ و رجوع شود به ص ٣٣٤-٣٥١ هياكل النور ص ٦٣ شود).
و بدين ترتيب وى انوار مجرده را تقسيم كند بانوار قاهره كه آنها را هيچ نوع علاقه بماده نيست و به انوار مدبره كه مدبر برازخاند.
انوار قاهره نيز بر دو قسماند انوار قاهرۀ اعلون كه انوار طوليهاند و انوار قاهره صوريه كه ارباب اصناماند.
انوار مدبره نيز بر دو قسماند انوار مدبرۀ فلكيه اسفهبديه و انوار مدبرۀ انسانيه.
ارباب اصنام را در فرس قديم و نزد حكماء قديم بنامهائى خواندهاند مثلا صاحب صنم ماء را خرداد و اشجار را مرداد و نار را ارديبهشت ناميدهاند.
در حكمة الاشراق است كه حكيم زرتشت گويد اول ما خلق بهمن و دوم ارديبهشت و سوم شهريور و چهارم اسفندارمذ و پنجم خرداد و ششم مرداد است(رجوع شود به مجموعه دوم مصنفات پاورقى ص ١٢٨).
صدر الدين شيرازى در اين مسأله نظر خاصى دارد كه جامع آراء و عقايد عرفا و متكلمان و فلاسفه است وى نظر خود را در اين مورد كه متأثر از كلمات عرفا و فلاسفه است بيان داشته و در يك جا گويد اول صادر نفس رحمانى و وجود منبسط و فيض اقدس است و آن سارى در تمام عالم و بلكه جهان از ذره تا دره عبارت از يك وجود است و آن را مراتبى است به شدت و ضعف و او را دو حاشيه است كه يك طرف آن هيولاى بىرنگ و بىنام است و طرف ديگر آن اشرف موجودات يعنى ذات حق است و مرتبت بعد از وجود و مبدأ المبادى و ذات حق را نفس رحمانى ميداند كه در هر موطن و مرتبتى بصورت خاصى در آيد در مرتبتى عقل و در مرتبتى نفس و در مرتبتى فلك و بالاخره در مراتب نازله بصور جمادات و نباتات و حيوانات و غيره در آيد«و آن فيض الوجود يمر من المبدأ على الطبيعة اولا و بواسطتها على صفاتها