فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٩٧ - عُقولِ عَشَره
بعد از اين مرتبت گويد چون ميان نور سافل و نور عالى حجابى نيست هر نور سافلى نور عالى خود را مشاهده ميكند و از طرفى نور عالى بر او اشراق و تابش ميكند و بنا بر اين از نور الانوار بر نور اقرب تابش و اشراق شود شعاعى و نور اقرب مشاهده كند ذات نور الانوار را.
(مجموعه دوم مصنفات ص ١٣٣).
و نور سافل را بر نور عالى عشق و شوق است و عالى را بر سافل قهر است و نور الانوار را بر تمام انوار سافله قاهريت است و همه انوار سافله را بر نور الانوار شوق و عشق است.
(از مجموعه دوم مصنفات ص ١٣٦).
و اشراق نور الانوار بر انوار مجرده بانفصال چيزى از آن نيست بلكه نور شعاعى است كه از او در انوار مجرده حاصل ميشود.
(از مجموعۀ دوم مصنفات ص ١٣٨).
شيخ اشراق گويد،اگر چنانكه مشائيان گويند فرض شود كه از نور الانوار نور اقرب و برزخ اعلى و ازو نور ديگر و برزخى ديگر صادر شده باشد تا نه فلك و عالم عنصرى لازم آيد كه عالم محدود شود در حال كه در هر يك از اثيريات كوكبى است و در كرۀ ثوابت كواكب بىحد و حصرى است و ناچار بايد گفت كه جهات و اعتبارات نامحدودى هست كه مبدأ اين كواكب نامحدود است و بنا بر اين كرۀ ثوابت از نور اقرب صادر نشده است زيرا جهات موجود در نور اقرب وافى بصدور اين همه كواكب نيست و بالاخره هيچ يك از عوالى منشأ صدور كرۀ ثوابت نمىباشند و اگر گفته شود كه مبدأ و مصدر آن موجود سافلى است لازم آيد كه آن مبدأ و مصدر سافل اعلى و فوق و اعظم از آن باشد.
و بنا بر اين بايد گفت كه انوار قاهره خيلى زيادتر از ده و بيست و غيره است و عده از انوار مبدأ صدور برازخ غير مستقلهاند و در اين صورت انوار يا طوليهاند و يا عرضيه.
انوار طوليه همان انوار مترتبهاند كه منشأ صدور برازخ مسقلهاند چنانكه از نور اقرب نور دوم و از او سوم و همين طور تا اندازۀ زيادى انوار طوليه از يك طرف نور الانوار را مشاهده كند چون انوار حاجب نمىباشد و از طرفى شعاع نور الانوار مستقيما بر او تابش كند زيرا انوار متوسط بين او و نور الانوار حاجب نيستند و از طرفى هر يك از انوار قاهره نورى بر ديگرى منعكس شود و بالاخره هر يك از انوار قاهره نورى بر ديگر منعكس شود و بالاخره هر يك از عوالى بر مادون خود اشراق و تابش كند و هر يك از انوار سافله از نور الانوار يك دفعه بتوسط ما فوق خود قبول شعاع كند و ديگر بار بواسطه خود كند و بنا بر اين نور دوم دو مرتبه از نور الانوار قبول نور كند يكى بلا واسطۀ نور اول و ديگرى باواسطۀ نور اول و نور سوم چهارم مرتبه از نور الانوار قبول نور دوم كند دو مرتبه بواسطۀ نور انعكاسى از نور دوم و يك مرتبۀ بلا واسطه از نور الانوار و مرتبۀ ديگر بواسطه نور اقرب.
و نور چهارم هشت مرتبه قبول نور كند چهار مرتبۀ از نور انعكاسى انوار ما فوق خود و دو مرتبت از نور دوم و يك مرتبت خود مستقيما از نور انوار و يك