فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٠١ - صِدق
عرفانى)صدق درستى و راستى و مطابقت واقع و مقابل با كذب است و خبر صادق يعنى خبر درست و مطابق با واقع و كاذب يعنى غير مطابق با واقع و از نظر اخلاقى فضيلتى است راسخ در نفس آدمى كه اقتضاى توافق ظاهر و باطن و تطابق سر و علانيت او كند اقوالش موافق نيات باشد و افعال او مطابق احوال آن چنان كه نمايد باشد و آن چنان كه باشد نمايد.
(از مصباح الهداية ص ٣٤١-كشاف ص ٨٤٧-دستور ج ٢ ص ٢٣٤-تفسير ص ٧٤١) عرفا گويند:صدق حالتى است در عبد كه او را وادار ميكند بر ايقاع فعل بر وجه خود با كوشش و عدم فتور و آنچه در قلب است از اعتقاد به حقايق نيز صدق گويند.
(از شرح منازل ص ٥٧).
و گفتهاند«علامة الصدق فى التوحيد قطع العلاقات و مفارقة العادات و هجران- المعارف» (از عده ج ٤ ص ١٢٥).
هر كه حلقۀ انقياد شرع در گوش فرمان كند به بهشت رسد،هر كه ديدۀ حرص بناوك فقر و فاقه بدوزد،از دوزخ برهد،هر كه صفات خود قربان مهر ازل كند،اسرار علوم حقيقت از دل سر برزند، هر كه يعقوب وار در بيت الاحزان عشق نشيند و از علايق و خلايق ببرد،بصحبت مولى رسد،از خداوندان همت يكى خليل بود،در بدايت كار دنيا را بر مثال ستارۀ پيش ديدۀ وى در آوردند،پس عقبى اندر صورت حال جمال خود بر ديدۀ خلت جلوه كرد،پس نفس اماره و مهر اسماعيل بر صفت آفتاب خود را بدو نمود،خليل در نگريست،بر هيچ چيز از موجودات آثار عز فقر و نشان ازل نديد،گفت:نخواهم «لاٰ أُحِبُّ الْآفِلِينَ» همى يك بار از كل كون اعراض كرد، دنيا بداد و دل از فرزند برداشت و نفس خود را بآتش نمرود سپرد،هر كه خواهد كه در كوى موافقت بر بساط محبت منزل كند،مركب علاقت را يكبارگى پى كند، پير طريقت گفت:دست علاقت از دامن حقيقت كى رها شود تا خورشيد وصال ز مشرق يافت تابان شود،و زيادت بيكران شود و جان و دل بدوست نگران شو، الهى نزديك نفسهاى دوستانى، حاضر دلهاى ذاكرانى،از نزديك نشانت ميدهند و برتر از آنى،و از دورت ميجويند و نزديكتر از جانى،ندانم در جانى،يا جان را جانى،يا نه اين و نه آنى، جان را زندگى ميبايد،تو آنى.
الهى:دعوى صادقان،فروزندۀ نفسهاى دوستان،آرام دل غريبان:چون در ميان جان حاضرى،از بىدلى ميگويم كه كجايى و آئين زبانى،بخود از خود ترجمانى بحق تو بر تو كه ما را در سايۀ غرور نه نشانى و بوصال خود رسانى، (از عده ج ٤ ص ١٢٠).
كاشانى گويد:مراد از صدق فضيلتى است راسخ در نفس آدمى كه اقتضاى توافق ظاهر و باطن و تطابق سر و علانيت او كند،اقوالش موافق نيات باشد