فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٠٣٧ - شُبهَه حُكميَّه
باشد و يا آنكه وجوب و حرمت هم معلوم باشد لكن شك در متعلق آن دو باشد و بهر تقدير در شبهات حكميه اصل برائت جارى شود و در شبهات موضوعيه در صورت نامحدود بودن اصل حليت و طهارت جارى است و در صورت محصور بودن و امكان اجتناب از همه اصل احتياط جارى شود.
و در اين مورد اخبار و آياتى است مانند « مٰا كُنّٰا مُعَذِّبِينَ حَتّٰى نَبْعَثَ رَسُولاً - وَ مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَدٰاهُمْ حَتّٰى يُبَيِّنَ لَهُمْ مٰا يَتَّقُونَ - لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ - قُلْ لاٰ أَجِدُ فِي مٰا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلىٰ طٰاعِمٍ يَطْعَمُهُ - وَ مٰا لَكُمْ أَلاّٰ تَأْكُلُوا مِمّٰا ذُكِرَ اسْمُ اللّٰهِ عَلَيْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ مٰا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ »و رواياتى مانند
«ما حجب الله علمه عن عباده فهو موضوع عنهم-الناس فى سعة ما لا يعلمون-كل شىء مطلق حتى يرد فيه نهى-كل شىء فيه حلال و حرام فهو لك حلال حتى معرف الحرام منه بعينه» در اين مسأله فروض و شقوق و بحث بسيار است رجوع شود به(رسائل ص ١٩٥- ٣٠٧-خزائن ص ١٧-٢٤-كفايه ج ٢ ص ٢٢٢ قواعد شهيد ص ١٨٢- قوانين ص ٢٦١-٢٦٣).
شِبهِ انقِطاع
-(اصطلاح ادبى)و در صورتى كلام را شبه انقطاع و منقطعه دانند كه جمله دوم عطف بر جملۀ اول باشد و با ايهام آنكه عطف بر غير منظور شده است.
(از مطول ص ٢١٧).
شِبهِ جُملَه
-(اصطلاح ادبى)مراد ظرف و جار و مجرور است مانند«فى الدار فى السماء»و «هُوَ الَّذِي فِي السَّمٰاءِ إِلٰهٌ» (از مغنى باب چهارم ص ٢٢٣).
شُبهَه
-(كلامى)ايراد،اشكال، ايجاد ترديد،باشتباه انداختن،مسلم نبودن.گويند نخستين شبهۀ كه در خلقت شد بوسيله ابليس مطرح شد در باب خلقت آدم و گفت آدم را از خاك بيافريدى و من را از نار و نار را بر خاك مزيت است و در شأن من نيست كه بآدم سجده كنم و گويند بدنبال اين شبهت،هفت شبهت ديگر وارد كرد بدين قرار:
١-خداوند قبل از آفريدن من خود ميدانست كه از من چه خواهد آمد پس چرا مرا بيافريد.
٢-حال كه مرا آفريد چرا مأمور باطاعت از خود كرد در حال ميدانست من طغيان خواهم كرد.
٣-چرا مرا فرمان داد كه از آدم خاكى اطاعت كنم.
٤-پس از اينكه من نافرمانى كردم چرا مرا لعن كرد در حال كه من بجز سرپيچى از سجده بر آدم كار ديگرى مخالف امر او نكردم.
٥-چرا مرا به بهشت راه داد تا آدم را گمراه كنم.
٦-چرا مرا بر اولاد آدم مسلط كرد تا آنها را گمراه گردانم.
٧-پس از همه اينها چرا مرا عمرى جاويدان داد و مهلت داد تا همه خلق الله را وسوسه كنم.
(از ملل و نحل ابن حزم ج ١ ص ١٠ -١٢)
شُبهَه حُكميَّه
-(اصولى) شبهۀ حكميه در برابر شبهۀ موضوعيه است.كه منشأ شبهه و ترديد ناشى از