ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩ - معجزه دوم
ابن امرء القيس كه يكى از بنى عبد الاشهل و در آن موقع رئيس قبيله اوس بود باتفاق سعد بن عباده يكى از بنى ساعدة بن كعب بن خزرج كه در آن وقت رياست قبيله خزرج را داشت با عبد اللَّه بن رواحه و خوات بن جبير فرستاد و فرمود برويد و به بينيد آيا خبر نقض پيمان كعب صحّت دارد يا نه، پس اگر درست است براى ما روشن كنيد كه بدانيم و بمردم نگوئيد و اگر كه بر وفاء و عهد خود باقى هستند بمردم ابراز كنيد.
پس آن گروه نزد كعب آمدند و ديدند كه آنها بر پليدترين حالت هستند و علنا ميگويند ميان ما و محمد عهد و قرارى نيست، پس سعد بن عباده آنها را بد گفته و ملامت كرد و آنها هم بسعد بدگويى كردند.
سعد بن معاذ گفت بدگويى را واگذار، پس بدرستى كه آنچه بين ما و آنهاست از بدگويى و شماتت بزرگتر است، سپس نزد پيغمبر ٦ آمده و گفتند آنها مانند قبيله عضل و قاره كه با اصحاب رسول خدا حبيب بن عدى و يارانش اصحاب رجيع مكر كردند هستند.
پيامبر ٦ فرمود اللَّه اكبر اى مسلمانان بشارت باد شما را در اين موقع بلاء بزرگ و سخت شد و ترس زياد عارض گرديد، و دشمن از بالاى مدينه و پائين آن هجوم آورد تا مؤمنان هر گمانى از خاطرشان گذشت و نفاق بعضى از منافقين ظاهر گشت.
پس پيامبر ٦ با مشركين حدود ٢٧ روز در مقابل هم ايستاده ولى نبردى در ميان آنان نشد مگر تير اندازى.
پس چند نفر از قهرمانان و شجاعان قريش مثل عمرو بن عبد ود برادر بنى عامر بن لوى و عكرمة ابى جهل و ضرار بن خطاب و هبيرة بن ابى