ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٧ - معجزه دوم
نماز ميخوانديم.
|
فانزلن سكينة علينا |
و ثبت الاقدام ان لاقينا |
|
پس خدايا بر ما سكينه و اطمينان را نازل فرما و قدمهاى ما را در هنگام ملاقات دشمن استوار دار.
|
ان الاولى قد بغوا علينا |
اذا أرادوا فتنة ابينا |
|
بدرستى كه حزب اوّل (كه يهود مدينهاند) بر ما ستم كردند و هر وقت آنها ميخواستند آشوبى برپا كنند ما ممانعت ميكرديم، و اين رجز را نيز بخارى در صحيح خود نقل نموده است.
ابى الوليد از شعبه از ابى اسحاق از براء نقل نموده كه چون رسول خدا ٦ از حفر خندق خلاص شد قريش با ده هزار نفر از مردم مختلف و پيروان قريش از بنى كنانه و اهل تهامه رسيده و بين جرف و غابه[١] فرود آمدند و غطفان و پيروانش از اهل نجد آمده و در دامنه كوه احد منزل نمودند.
پيغمبر ٦ با سه هزار نفر از مسلمين از سور مدينه بيرون آمد، و سلع را در پشت خود قرار داده و در آنجا اردوگاه ساختند و خندق در ميان ايشان و جبهه دشمن بود، و امر فرمود كه زنان و كودكان را در مكان بلند منزل دهند، پس دشمن خدا حىّ بن اخطب نضيرى بدرب قلعه كعب بن اسد قرظى رئيس بنى قريظه كه با پيامبر ٦ پيمان بسته و مواعده گذارده بود كه بر عليه اسلام و مسلمين اقدامى ننمايد آمده و فرياد
[١]- جرف جايى است سيلها آنجا را برده باشد و غابه چاه عميق را گويند و سلع كوهيست در مدينه.