فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦١ - لقطه و مجهول المالك (٣) آیت الله سيدكاظم حائرى
از محمدبن رجاء ارجانى نقل مىكند كه گفت: به طيّب(ع) نوشتم: من در مسجد الحرام بودم كه دينارى را يافتم، به سوى آن رفتم آن را بردارم كه دينار ديگرى را نيز ديدم، شنها را كنار زدم دينار سوم را هم يافتم. همه را برداشتم و آنها را تعريف كردم، ولى هيچ كس آنها را نمىشناخت. در اين مورد چه مىفرماييد؟ امام(ع) نوشت:
فهمت ما ذكرت من أمر الدنا نير فإن كنت محتاجاً فتصدّق بثلثها و إن كنت غنيّاً فتصدّق بالكلّ؛ (٢٣)
قضيه دينارها را كه بيان كردى، فهميدم. اگر نيازمندى، دينار سوم را صدقه بده و اگر بى نيازى، همه را صدقه بده.
استدلال به اين حديث اين گونه است كه مقصود راوى از اين جمله كه «آنها را تعريف كردم، ولى هيچ كس آنها را نمىشناخت»، يك سال تعريف نيست، بلكه مقدارى است كه تعريف بر آن صدق كند، هر چند يك بار باشد. پس جواب امام(ع) در اين حديث، مخالف فرض وجوب يك سال تعريف است و همچنين مخالف فرض وجوب تصدّق لقطه حرم است؛ زيرا امام (ع) در اين حديث در فرض نياز راوى، فقط امر به تصدق دينار سوم كرده است. پس اين روايت فقط بر اين معنا قابل حمل است كه امر لقطه به دست امام (ع) است و او به طور كلى و نسبت به عموم، فرمان تعريف و تصدّق لقطه حرم را داده، ولى در خصوص راوى در اين ماجرا اجازه داده كه او تا يك سال تعريف را انجام ندهد و در صورت نيازش فقط دينار سوم را صدقه بدهد.
ممكن است گفته شود كه مىتوان ميان اين روايت و روايات ديگر به گونهاى ديگر جمع كرد و آن اين است كه دلالت اين روايت بر عدم شرط بودن يك سال تعريف فقط با ظهورى است كه مىتوان با توجه به تصريح روايات ديگر بر لزوم يك
(٢٣) همان، ج٩، ص ٣٦٢، باب ٢٨ از ابواب مقدمات طواف، ح٧.