فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٥٨
برائت و حجيت خبر واحد نيز جريان دارد. اين مباحث نيز اگر چه در معناى عامشان از معالم دين فراترند، اما بحث از حجيت خبر واحدى كه در كتاب و سنت آمده است، مصداق معالم دين به شمار مى رود.
مهمترين دليل تقليد، بناى عقلاست و به يقين بناى عقلا براى تقليد، در همه مقدمات استدلال مفيد است؛ زيرا اصل عقلايى رجوع جاهل به عالم اختصاصى به فروع ندارد. مرحوم آقا ضياءالدين عراقى در حاشيه استدلالى خود بر عروة الوثقى در فرع ٦٧ كه محقق يزدى، تقليد در اصول فقه، مبادى استنباط ، موضوعات مستنبطه عرفيه و موضوعات صرفه را جايز ندانسته چنين تعليقهاى آورده است:
«لا فرق فى مرجعيه العالم للجاهل بالاحكام الشرعيه بين الفرعيه و الاصوليه بمقتضى الارتكاز» (١)
تعليقه ايشان، بيشتر ناظر به دليل بناى عقلاست و اينكه در دليل عقلايى بين تقليد در فروع و قواعد اصولى فرقى نيست.
جواز تقليد بر اساس حكم عقل نيز كه به نحوى دليل انسداد است، تقليد در مقدمات را در برمىگيرد. تقرير اين دليل به شرح ذيل است:
اولاً؛ هر انسانى علم اجمالى به احكام دارد.
ثانياً؛ راه امتثال نيز اجتهاد يا احتياط يا تقليد است.
ثالثاً؛ اجتهاد، يا مقدور نيست، يا آنكه مىدانيم واجب و لازم نيست.
رابعاً؛ احتياط در بسيارى از موارد به علت لزوم حرج جايز نيست يا مىدانيم كه لازم نيست.
نتيجه: تقليد تنها راه خروج از عهده تكليف است.
اين بيان براى جواز تقليد در فروع عمليه واضح و روشن است، اما براى تقليد در مبادى استنباط مىگوييم: اگر كسى در برخى مبادى، قادر به اجتهاد باشد،
(١) سيد ضياءالدين عراقى، تعليقة استدلالية على العروة الوثقى، ص ١٤.