فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٦ - لقطه و مجهول المالك (٣) آیت الله سيدكاظم حائرى
يعرّفها، فإن جاء صاحبها، دفعها إليه، و إلاّ حبسها حولاً. فإن لم يجيء صاحبها أو من يطلبها تصدّق بها. فإن جاء صاحبها بعد ما تصدّق بها، إن شاء اغترمها الذي كانت عنده و كان الأجرله و إن كره ذلك احتسبها و الأجرله»؛ (٧)
يابنده آن را تعريف مىكند، اگر صاحب آن آمد، آن را به او مىدهد، در غير اين صورت، آن را يك سال نگه مىدارد. پس اگر صاحبش يا خواهان آن نيامد، آن را صدقه مىدهد. اگر صاحبش بعد از آنكه آن را صدقه داد، آمد و مال را درخواست كرد، يابنده به او بدهكار خواهد شد و اجر معنوى صدقه براى يابنده است و اگر آن را نخواست، نزد خداوند مأجور خواهد بود و پاداش معنوى براى اوست.
شايد حديث ظهور در اين داشته باشد كه يك سال تعريف لازم نيست، بلكه آن را بعد از تعريف به مدت يك سال نزد خود به اميد بازگشت صاحب آن نگه مىدارد تا اگر آمد، به او بدهد. در اين صورت، اين روايت به روايات وجوب يك سال تعريف مقيد خواهد شد. به هر صورت، اين حديث حكم به تصدّق بعد از يك سال كرده است، ولى سند آن ضعيف است.
دوم: حفص بن غياث روايت كرده است كه از امام صادق (ع) پرسيدم: مرد سارق مسلمانى، مقدارى درهم و اموال ديگر نزد مرد مسلمان ديگرى به امانت مىگذارد. آيا امانت گيرنده بايد مال را برگرداند؟ امام (ع) فرمود:
لايردّه، فإن أمكنه أن يردّه على أصحابه فعل، و إلاّ كان في يده بمنزلة اللقطة يصيبها فيعرّفها حولاً. فإن أصاب صاحبها ردّها عليه و إلاّ تصدّق بها، فإن جاء طالبها بعد ذلك خيّره بين الأجر و الغرم، فإن اختار الأجرفله الأجر و ان اختار الغرم غرم له و كان الأجرله (٨)؛
(٧) همان، ص٣٥٠، باب ٤ از ابواب لقطه، ح٢.
(٨) همان، ص٣٦٩، باب ١٨ از ابواب لقطه، ح١.