فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧٩ - تأملى در دائرة المعارف فقه على بن ابى طالب(ع) خالد غفورى
حكومت توصيف كرده و اظهار داشته اين سازماندهى در دوره خلافت على(ع) ديگر تكميل شده بود و...»، اى كاش مىدانستيم نويسنده اين اطلاعات را كه تحليلش را بر مبناى آن استوار كرده، از كجا به دست آورده است؟
علت دوم: خلافت حضرت على(ع) چندان دوام نياورد و آشوبهاى داخلى فرصتى براى تجديد نظر در ساختار حكومت و پيراستن آن از نقايص باقى نگذاشت. از ايوب سختيانى نقل شده است كه: «از محمد شنيدم كه به ابى معسر مىگفت: من شما را در بسيارى از مطالبى كه از على(ع) نقل مىكنيد، متهم مىكنم؛ زيرا عبيده به من گفت: «على(ع)، من و شريح را خواست و گفت كه من از اختلاف متنفرم، پس همان گونه كه تاكنون قضاوت مىكرديد، قضاوت كنيد تا اتحاد مردم حفظ شود، يا من نيز همچون يارانم بميرم». عبيده گفت: على(ع) قبل از آن كه وحدت حاصل شود، كشته شد».
بررسى علت دوم: اولاً، بدون شك مشكلات داخلى و جنگ هايى كه در زمان خلافت امام على(ع) اتفاق افتاد، تبعات سنگينى براى او داشت و فعاليتها و طرحهاى او را محدود و متوقف ساخت و موجب شد كه او به برخى از آنچه مىخواست، نرسد. با اين حال، اين دوره از نظر نقل آرا و نظريات او، غنىترين دورهها محسوب مىشود؛ زيرا او موفق شد در زمان حكومتش كه چهار سال و چند ماه طول كشيد، علوم و معارف و روايات بسيارى را انتشار دهد و اگر به ميراث فقهى و غير فقهى او مراجعه شود، معلوم خواهد شد كه همه آنها از نظر تاريخى به همين دوره بر مىگردد. خطبههاى متعدد او كه بخش اندكى از آنها تحت عنوان نهج البلاغه گرد آورى شده و احكام او در باب قضا، زكات، جهاد و جنگ، همه از ثمرات اين دوره است.
ثانياً، امام على(ع) از همه فرصتها براى انتشار علوم و معارفش بهره مىگرفت و از مردم مىخواست كه از او بپرسند و اين سخن مشهور را مردم بارها