فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢ - كاوشى در مجازات محارب و مفسد فى الارض محمد مؤمن قمی
پس ظاهراً منظور از محاربه و افساد اخلال در امنيت عمومى است و امنيت عمومى زمانى مختل مىشود كه ارعاب جنبه عمومى داشته باشد و جايگزين امنيت شود. عادتاً زمانى اين امور محقق مىشود كه تهديد همراه با سلاح باشد و بر اين اساس «فساد فى الارض» در روايات به سلاح كشيدن و مانند آن تفسير شده است. (٣٨)
سخن ايشان در مورد اينكه آيه اختصاص به مسلمانانى دارد كه فاسق شده و به جنگ با خدا و پيامبر پرداختهاند، متين است، هر چند حمل كلمه محاربه بر سلاح كشيدن براى ترساندن مردم، كلام استوارى نيست؛ زيرا:
اوّلاً، جمله {يُحَارِبُونَ اللَّهَ} مشتمل است بر ماده «محاربه» و هيئت تعلق فعل «يحاربون» به مفعولٌ به، و هريك از ماده و هيئت داراى معنايى حقيقى و مجازى هستند. اگر معناى حقيقى محاربه و مقاتله با خداوند اراده شود تحقق چنين امرى محال است. اما اگر از كلمه محاربه، معناى مجازى آن ـ يعنى ابطال اثر احكام خداوند خصوصاً آنچه رسول اكرم(ص) در آن، ولايت دارد ـ اراده شود، اين محذور بر طرف مىگردد. همان گونه كه اگر ماده محاربه در معنى حقيقى خود استعمال شود اما تعلق آن به اللّه ، اسناد مجازى باشد محذور برطرف خواهد شد و معناى مجازى عبارت اين گونه خواهد بود كه هركس با دولت الهى كه پيامبر تأسيس كرده بجنگد، گويا با خدا جنگيده است.
خلاصه اينكه امر داير است بين اين كه مجاز در كلمه محاربه واقع شود، يا مجاز در اسناد صورت گيرد مانند تعبير جمله «بنى الأمير المدينة». ظاهراً مجاز در اسناد اولى و اظهر در نزد عرف است. پس آيه ظهور در جنگ با رسول خدا(ص) و دولت الهى پيدا مىكند، كه نظر مانيز همين است.
ثانياً، اگر بپذيريم كه از باب مجاز در كلمه است اختصاص مراد آيه به سلاح كشيدن براى ترساندن مردم را نمىتوان پذيرفت؛ چرا كه معناى مجازى مورد ادعا، به قرينه عطف
(٣٨) الميزان، ٥:٣٥٤.