فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠ - كاوشى در مجازات محارب و مفسد فى الارض محمد مؤمن قمی
امر و نهى خداوند، حتى واجبات و محرّمات مؤكد باشد، در صورتى كه معناى حقيقى محاربه در نظر گرفته شود، عنوان محارب بر او نيز صادق نيست، بلكه مصداق حقيقى اين مفهوم منحصر است در كسى كه به قصد جنگ با دولت اسلامى بپاخيزد و سلاح كشد، حال چه اين قيام از سوى يك دولت ديگر باشد، يا فرقه مسلمانان سركشى بلكه شايد بتوان ادعا كرد شامل كفارى كه به جنگ مسلمانان آمدهاند نيز بشود ليكن نمىتوان اين ادعا را صحيح دانست؛ زيرا استثناى {اِءلاَّ الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَن تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّه غَفُورُ رَحيِمُ} (٣٦) درآيه بعد، ظاهر است در اينكه محاربين در آيه، مسلمانان هستند، به دليل آنكه براى شمول غفران و رحمت خداوند در مورد آنها چيزى جز توبه از محاربه شرط نشده است و اين خود قرينهاى است بر اينكه آنان مسلمانان بودهاند كه به مجرّد توبه، احكام ساير مسلمانان در مورد آنها جارى و سارى خواهد بود و الاّ اگر از كفّار باشند، براى قرار گرفتن در رحمت و غفران خداوند، بايد در زمره مسلمانان وارد شوند و دست كشيدن از جنگ و توبه به تنهايى كافى نيست.
در نتيجه از ظاهر آيه بر مىآيد كه موضوع احكام مطرح در آن، خصوص مسلمانانى است كه در مقابل دولت اسلامى به قيام مسلّحانه برخيزند و شامل كسى كه به قصد ارعاب و گرفتن اموال دست به اسلحه بَرَد و نيز مرتكب گناه كبيره، نمىشود. بلى، اگر دليل خاصى وجود داشته باشد كه اين دو عمل نيز محاربه با پيامبر است، آنرا مىپذيريم، و در اين صورت چنين شخصى از مصاديق موضوع آيه خواهد بود و مصحّح اين ادعا در هر دو موجود است؛ چرا كه هركسى به قصد برهم زدن آرامشى كه دولت اسلامى ايجاد كرده دست به اسلحه ببرد، همانند كسى است كه مستقيماً به جنگ با دولت اسلامى برخاسته است؛ چنانكه مرتكب كبيرهاى مانند ربا، محارب با خدا و رسول خطاب شده: {فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مَنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ.} (٣٧)
اما بايد دانست كه گسترش دايره عموم به نحوى كه شامل مصاديق ادعايى نيز شود،
(٣٦) مائده، آيه ٣٤.
(٣٧) بقره، آيه ٢٧٩.