٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص

فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٧ - رسالۀ خطى جواهر الفرائض در ارث خواجه نصيرالدين طوسى

برخى گفته‌اند: ضعيف‌تر [كسى كه سهم وى كمتر است] مقدم فرض مى‌شود. (٥٥) اين روش نيز هيچ گونه تأثيرى در تفاوت سهام ندارد.

اگر ميان اين افراد كسى باشد كه تركه‌اى ندارد، براى وى سهم ارث قرار داده مى‌شود، ولى چيزى از وى گرفته نمى‌شود.

اگر برخى از آنها از ديگرى ارث ببرد، ولى ديگرى از او ارث نبرد، (٥٦) روش ياد شده


(٥٥) در وجوب تقديم اضعف ترددّ است؛ علامه در تحرير، ج٢،ص ١٧٥ گفته است: «علماى ما در تقديم كسى كه ارث كمترى مى‌برد، اختلاف كرده‌اند؛ شيخ مفيد آن را واجب مى‌داند.... شيخ طوسى در اين زمينه دو قول دارد: يكى وجوب تعبدى، و ديگرى استحباب. نزد من قول به استحباب اقوى است». صاحب مفتاح الكرامه در ج٨،ص ٢٦٣ گفته است: «قول به وجوب تقديم كسى كه كمتر ارث مى‌برد، مختار مقنعه و نهايه و مبسوط و سراير و وسيله و تبصره و لمعه... و ظاهر فقيه و مراسم و مسالك و روضه و غاية المرام ووسايل مى‌باشد. همين ديدگاه از مقنع و جامع حكايت شده است. در شرايع و نافع و كشف و غنيه و تحرير و ارشاد... مختلف و غاية المراد و تعليق النافع و كفايه بر عدم وجوب تصريح شده است. همين ديدگاه ظاهر ابوالصلاح در كافى مى‌باشد... از طبقات و تنقيح نيز همين قول بر مى‌آيد. از ايجاز و اصباح و قطب، على بن مسعود نيز همين ديدگاه حكايت شده است. در ايضاح و كنز الفوائد و مهذّب و مقتصر و مفاتيح و تعليق القواعد هردو ديدگاه ذكر شده بدون اين كه يكى ترجيح داده شود.» [در وجوب تقديم اضعف اختلاف است؛ شيخ در ايجاز فرموده: واجب نيست و شيخ در مبسوط و نيز شيخ مفيد در مقنعه گفته‌اند : تقديم اضعف واجب است. شيخ در مبسوط اعتراف كرده كه در صورت تقديم اضعف، حكم تغيير نمى‌كند، ليكن ما تعبداً و به پيروى از روايت قايل به تقديم اضعف هستيم. بنابر قول شيخ مفيد ـ كه گفته است دومى از آنچه كه اوّلى از او ارث برده نيز ارث مى‌برد ـ فايده تقديم اضعف روشن مى‌شود.ر.ك: جواهر، ج٣٩،ص ٣١٥ ـ ٣١٦. مترجم]
(٥٦) يكى از شرايط توريث اين است كه ارث بردن از هر دو طرف ثابت باشد؛ لذا اگر تنها از يك طرف ثابت باشد، اين حكم ساقط مى‌شود؛ مثل اين كه دو برادر با هم غرق شده باشند و يكى بچه داشته و ديگرى نداشته باشد، در اين جا هيچ يك از ديگرى ارث نمى‌برد. بر اين مطلب ادعاى اجماع شده است؛ ليكن قومى گفته‌اند: از طرف ممكن ارث برقرار است و محقق اردبيلى و صاحب كفايه به اين قول تمايل پيدا كرده‌اند. مرحوم نراقى در مستند الشيعه عبارت «قال قوم بل يورث من الطرف الممكن» را از محقق طوسى در الفرائض النصيريه نقل كرده كه مرادش همين رساله است.: مستند الشيعه، ج١٩، ص ٤٥٨ و ٤٥٩. [مترجم]