فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٢
خود را اعزّ و اغلب دانند و در صدد اذلال و اهانت و اخراج و منع فاعلين جمعه باشند، در معنى، در صفت منافقين داخلاند، لازم نيست كه ايشان منافقين زمان رسول اللّه(ص) يا مثل ايشان باشند؛ به جهت آن كه ايشان در باطن معتقد [ به ] رسالت نبودهاند و تاركين جمعه ـ بحمداللّه تعالى ـ معتقد هستند، پس اگر در بعضى صفات مشاركت داشته باشند بايد متنبّه شوند و بدانند كه اين صفات منافقين است و از آن توبه كنند؛ چنان كه در حديث وارد شده است كه: «هر كه غش كند با مسلمانان ـ يعنى در مقام فريب دادن ايشان باشد ـ با يهود محشور شود.» (٨٣) و از اين جا لازم نمىآيد كه مسلمانى كه يك بار فريب دهد مسلمانى را، در جهنم با يهود در يك مرتبه باشد، بلكه مراد اينست كه اين صفت اغلب يهود است و نبايد مسلمان با ايشان در صفات ذميمه شريك باشند.
و چون در اين سوره صفات منافقين در ضمن هشت آيه مذكور شد و تنبيه فرمود كه اين صفات، صفات منافقين است و مؤمن از اينها بايد مبرّا باشد و هر كه از اين صفات خود را پاك ساخت داخل در مؤمن خواهد بود و صلاحيت نداى خوش اداى تعالى خواهد داشت به «يا أيها الذين آمنوا» و به جان اجابت مىفرمايد و به زبان «لبّيك» مىگويد و به دل و اعضاء و جوارح، سعى و به مقتضاى او عمل مىنمايد.
بدانكه چون در سوره جمعه در ضمن هشت آيه اشعار نمود به اصول ايمان و غير آن، كه همه به منزله مقدماتاند از براى سعى به ذكر خداى تعالى ـ كه فريضه جمعه است ـ كه هر كه معتقد شود به آنها اجابت نداى خوش اداى حق ـ عزّ شأنه ـ مىنمايد، لهذا مترتّب ساخت بر آن،
در آيه اولى: اشعار به توحيد است،
و در ثانيه: به رسالت و امامت و هدايت،
و در ثالثه: تأييد شريعت و استمرار و دوام آن،
و در رابعه: به اختلاف مراتب انسان به زيادتى بعضى بر بعضى و مراتب علم و فضل
(٨٣) من لا يحضره الفقيه، ج٤،ص ٤. عبارت حديث اين است: «و من غش مسلماً في شراء أو بيع فليس منّا و يحشر يوم القيامة مع اليهود؛ لانّهم اغشّ الخلق للمسلمين.»