فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٥
سيّما جماعتى كه ترك رسول اللّه و ترك خطبه آن حضرت كردند و از نماز آن حضرت متفرّق شدند، و تسلّى است از براى جماعتى كه نماز جمعه مىكنند كه بىدماغ (٦٩) نشوند از اعراض معرضين؛ چه هرگاه ايشان تجارت و لهو را ترجيح بر نماز جمعه و خطبه پيغمبر دادهاند، و به آن حضرت و اصحاب او ضررى نرسيد، پس اگر ديگران ترك نمايند جماعت اين مؤمنان [ را] نيز ضررى به ايشان نمىرسد. پس اگر فرضاً هيچ دليلى بر فريضه مزبوره و زجرى بر ترك آن نبود سواى اين آيه، هر آينه كافى بود بندگان خالص خدا را در وجوب سعى به اقامت آن و حرمت ترك .
باب دوم
در بيان كيفيّت تضمّن آيات سوره منافقين
بر مذمّت تاركين جمعه
مخفى نماند كه منافقين زمان رسول(ص) جماعتى بودند كه به ظاهر اقرار به شهادتين مىكردند و در باطن معتقد نبودند و رغبت به حضور در مسجد و جماعت مؤمنان نداشتهاند و در وقت عبادت مؤمنان، ايشان حاضر نمىشدند و اگر حاضر مىشدند به كراهت و كسالت بودند و متفرّق مىشدند و اگر تفرقه به بدن نمىتوانستند در دل متفرّق و كارِه بودهاند چنان كه خداى عزّ شأنه مىفرمايد: {وَ إِذَا قَاموُا إلَى الصَّلاةِ قَامُوا كُسَالَى} (٧٠) يعنى هر گاه برمىخيزند به نماز برمى خيزند به كسالت. و در مقام ديگر مىفرمايد: {لا يَأتُونَ الصَّلاةَ إِلا وَ هُمْ كُسَالَى} (٧١) ظاهر معنى آن كه: نمىآيند به نماز مگر در حالتى كه ناخوش مىآيد ايشان را، و به كراهت حاضر مىشوند، و اين در وقتى بود كه حضرت رسول(ص) خواهى نخواهى مردمان را امر مىنمود كه به نماز جمعه و جماعت حاضر شوند و مؤمنان به رغبت تمام حاضر مىشدند و منافقين به كراهت حاضر مى شدند.
(٦٩) بىحوصله و ناراحت.
(٧٠) نساء، آيه ١٤٢.
(٧١) توبه، آيه ٥٤.