با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢ - ٥ - آثار اندوه در خاربن مبارك
٥- آثار اندوه در خاربن مبارك
زمخشرى از هند دختر جون چنين نقل مىكند: رسول خدا (ص) به خيمه خالهام امّ معبد [١] آمد. چون از خواب برخاست آب خواست دستانش را شست. سپس مزمزه كرد و در پاى خاربنى كه در كنار خيمه بود ريخت. چون صبحگاه از خواب برخاستيم به درختى بزرگ تبديل شده بود و ميوه بسيارى به بار آورد، به رنگ زعفران و بوى مشك و طعم عسل! هر گرسنهاى كه از آن مىخورد سير مىشد، هر تشنهاى كه مىخورد سيراب مىگرديد، هر بيمارى كه مىخورد بهبود مىيافت، و هر شترى كه از آن مىخورد چاق مىشد و هر گوسفندى كه از آن مىخورد شيرش زياد مىگرديد و ما آن را مبارك مىناميديم!
مردمان از صحرا مىآمدند و از آن شفا مىگرفتند و ميوه آن را با خود همراه مىبردند تا آن كه روزى از خواب برخاستيم و ديديم كه ميوههايش فرو ريخته و برگهايش زرد شده است! ما بيمناك شديم و ترس ما از خبر رحلت رسول خدا (ص) بود. سى سال بعد، آن درخت سر تا پا پر از خار شد. ميوه هايش افتاد و شادابىاش از ميان رفت و ما فهميديم كه اميرمؤمنان (ع) كشته شده است. پس از آن، ميوهاى نداد و ما از برگ آن بهرهمند مىشديم تا آنكه بامدادانى ديديم كه از تنهاش خون تازه مىجوشد و برگهايش پژمرده شده است. ما همچنان بىتاب بوديم كه خبر شهادت حسين (ع) به دستمان رسيد و درخت خشك شد و از ميان رفت!». [٢]
[١]. وى به كنيهاش مشهور است و نام او عاتكه، بنت خالد بن خليف بن منقذ بن ربيعه خزاعيه است ... او درقديد سكونت داشت؛ كه رسول خدا (ص) هنگام هجرت به مدينه در آنجا فرود آمد. (ر. ك. الاستيعاب، ج ٤، ص ١٩٥٨).
[٢] . ربيع الابرار، ج ١، ص ٢٨٥؛ مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٩٨؛ و احقاق الحق، ج ١١، ص ٤٩٤.