با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠ - امام سجاد(ع) در شام
مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها، إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ. لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ»، آرى ما كسانى هستيم كه بر آنچه از دست دادهايم تأسف نمىخوريم و به خاطر آنچه به دست آوردهايم شادمانى نمىكنيم. [١]
خوارزمى مىگويد: آنگاه على بن الحسين (ع) فرمود: اى پسر معاويه و هند و صخر! پيش از آنكه تو به دنيا بيايى نبوّت و امارت پيوسته از آن پدران و نياكان من بود. در جنگهاى بدر و احد و احزاب پرچم رسول خدا (ص) در دست جدّ من على بن ابى طالب بود، در حالى كه پدر و جدّ تو پرچمهاى كافران را به دست داشتند آن گاه فرمود:
چه پاسخ خواهيد داد اگر پيامبر از شما بپرسد:
شما كه آخرين امتها بوديد،
پس از من، با خاندان و اهل بيت من چگونه رفتار كرديد؟
برخى را به اسارت برديد و برخى ديگر را به خونشان آغشته ساختيد.
«آن گاه على بن الحسين فرمود: واى بر تو اى يزيد اگر مىدانستى كه چه كردهاى و نسبت به من و اهل بيت من و برادرم و عموهايم چه (جنايتى) را مرتكب شدهاى، در آن صورت به كوهها مىگريختى و بر خاك مىنشستى و فرياد شيون و زارى سر مىدادى.
آيا سر پدرم حسين (ع)، فرزند على و فاطمه و امانت رسول خدا در ميان خويش را بر دروازه شهرتان نصب مىكنيد؟ اى يزيد مژده باد تو را به خوارى و پشيمانى، هنگامى كه مردم در روز قيامت گردآيند». [٢]
اين مواضع قهرمانانه توانست در برابر ويرانگريهاى بنىاميّه كه قصد مسخ اسلام را داشتند ايستادگى كند. آنان تصور مىكردند كه با كشتن حسين (ع) به هدفشان رسيدهاند، اما موضعگيريهاى حضرت زينب، امّ كلثوم و فاطمه دختر امام حسين (ع) و در رأس آنان امام سجاد (ع)، دشمن را از رسيدن به هدفهاى شيطانىاش بازداشت.
كتاب حاضر وقايع دردناكى را كه پس از شهادت سيدالشهدا تا ورود كاروان حسينى به سرزمين شام اتفاق افتاد در طى فصلهاى زير به بحث گذارده است:
[١] . تفسير على بن ابراهيم قمى، ج ٢، ص ٣٥٢.
[٢] . مقتل الحسين، خوارزمى، ج ٢، ص ٧٠.