با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧ - نقش امام سجاد(ع) در كربلا
دشمنان خدا يعنى بنىاميّه برساند و نيز توانست همه چيز را تغيير دهد و دشمن را از رسيدن به هدفهاى پليدش باز دارد.
بنابراين ما مىتوانيم بگوييم كه چنانچه زينب، امّكلثوم و فاطمه دختر امام حسين (ع) [١] و سخنرانيهاى كوبندهشان در كوفه و شام نبود، بنىاميّه صداى عدالت انسانى را كه امام حسين (ع) در كربلا و در روز عاشورا بلند كرد خاموش مىساخت. به طورى كه امروزه نه از كربلا نامى باقى بود و نه از حسين (ع).
نقش امام سجّاد (ع) در كربلا
بىشك على بن الحسين (ع) بنابر مصالحى كه به برخى از آنان در اين كتاب اشاره كرديم، در كربلا زنده ماند. ولى آنچه شايسته است كه در اينجا بدان اشاره شود نقش تبليغى آن حضرت پس از قتل پدرش، امام حسين (ع)، در راستاى شناساندن نهضت حسينى از طريق ايراد خطابه در كوفه و شام است.
آن حضرت در كوفه، دوشادوش عمّهاش زينب (س) حركت مىكرد و از كيان نهضت حسينى دفاع مىنمود و با تبليغات دروغين امويان بر ضدّ اهل بيت مبارزه مىكرد.
هنگامىكه با اسيران وارد كوفه شد و مشاهده كرد كه مردم شيون مىكنند و مىگريند، خطاب به آنان فرمود: «آيا براى ما نوحهسرايى و گريه مىكنيد؟ پس چه كسى ما را كشته است؟». [٢]
آن حضرت براى انجام رسالت جاودانهاش، درمقابل انبوه مردم كوفه ايستاد و فرمود:
اى مردم! هر كس مرا مىشناسد، مىشناسد و هر كس نمىشناسد من خودم را معرّفى مىكنم.
من فرزند حسين بن على بن ابى طالب هستم من فرزند كسى هستم كه در كنار شط فرات، بىگناه او را سر بريدند. من فرزند كسى هستم كه حرمت او را هتك كردند، مال و منال او را
[١] . مزّى مىگويد: «فاطمه دختر حسين بن على بن ابى طالب قرشيه هاشميه مدنيّه، خواهر على بن الحسينزين العابدين است ... او از جمله كسانى بود كه پس از قتل پدرش به دمشق رفت و سپس به مدينه آمد.» (ر. ك. تهذيب الكمال، ج ٣٥، ص ٢٥٤، شماره ٧٩٠١).
[٢] . اللهوف، ص ١٩٩.