با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣ - مقدمه مؤلف
مقدمه مؤلّف
الحمد اللّه رب العالمين. و الصلاة و السلام على خير خلقه و أشرف بريّته محمّد و على اهل بيته الطاهرين، سيّما سيّد الشباب اهل الجنة الامام الحسين (ع).
بدون شك نقش تبليغى زنان- به ويژه بانوان خاندان وحى- قبل از واقعه كربلا و در حين آن و پس از آن بيشترين اثر و نقش را در آگاهى مردم و آشنا ساختن آنها با حقايق امور دارا بود.
اين نقش از كوفه آغاز شد. پس از ورود سفير امام حسين (ع) در آن شهر همه مردم او را رها كردند مگر يك زن به نام «طوعه» كه به خود اجازه داد مسلم (ع) را به خانه ببرد و از او به نيكوترين وجهى پذيرايىكند. پس از او بانويى است كه به فرزندش فرمان مىدهد امام (ع) را يارى كند و به او مىگويد: برو در حضور فرزند رسول خدا پيكاركن تا كشته شوى؛ و او گفت: «چنين مىكنم» و رفت؛ حسين (ع) به او گفت: پدر اين جوان كشته شده است و شايد مادرش از ميدان رفتن وى ناراضى باشد، امّا جوان گفت: اى فرزند رسول خدا (ص) مادرم، خود به من فرمان داده است. [١]
در اين چهارچوب- چهارچوب فداكارى و جانبازى- تاريخ كربلا از بانويى به نام امّ وهب بن عبدالله بن حباب كلبى ياد مىكند كه در كربلا حضور داشت و خطاب به فرزندش مىگفت: «پسرم برخيز و فرزند رسول خدا (ص) را يارى كن». پسر آنقدر جنگيد تا دستانش
[١] . ر. ك. مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٢٥.