با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٥ - روز ورود كاروان حسينى به دمشق
گرفته بودند حركت دادند. چون نزديك دمشق رسيدند، ام كلثوم به شمر- كه در ميان آنها بود- نزديك شد و گفت: حاجتى دارم! گفت: چه حاجتى؟ فرمود: چون ما را وارد شهر كرديد، از دروازهاى ببريد كه تماشاگران كمترى داشته باشد؛ و از اينان بخواه كه سرها را از محملها بيرون بياورند و از ما دور كنند. زيرا از بس با اين حال به ما نگاه كردند خوار و ذليل گشتهايم!
شمر از روى كفر و سركشى در پاسخ سؤال وى فرمان داد تا سرها را در وسط محملها بر نيزه كنند و آنان را از ميان تماشاچيان با همين حالت حركت داد تا به دروازه دمشق رسيد!» [١]
روز ورود كاروان حسينى به دمشق
شيخ عباس قمى گويد: شيخ كفعمى [٢]، شيخ بهايى [٣] و محدث كاشانى [٤] نوشتهاند: در اوّل صفر، سر حسين (ع) وارد دمشق شد. اين روز را بنى اميه جشن مىگيرند. اين روز روزى است كه اندوه را تازه مىكند.
روزى كه در عراق عزا به شمار مىآيد، اما بنى اميه آن را در شام جشن مىگيرند.
نيز از ابوريحان در آثار الباقيه [٥] نقل شده است كه گفت: در روز اول صفر، سر حسين (ع) را وارد دمشق كردند ...». [٦]
[١] . اللهوف، ص ١٥٥- ١٥٦؛ و به نقل از آن نفس المهموم، ٤٢٩- ٤٣٠؛ و ر. ك. مقتل الحسين (ع)، مقرم، ص ٣٤٧.
[٢] . مصباح كفعمى، ص ٥١٠.
[٣] . توضيح المقاصد، بهايى، ص ٤.
[٤] . تقويم المحسنين، فيض كاشانى، ص ١٥.
[٥] . الآثار الباقيه، بيرونى، ٣٣١، چاپ مكتبة المثنى، بغداد.
[٦] . نفس المهموم، ص ٤٢٩؛ ر. ك. مقتل الحسين (ع)، مقرم، ص ٣٤٨.