با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٨ - گرداندن سر امام(ع) در كوچههاى كوفه
ديدگان از مشاهده تو كور شوند و هر گوشى كه مصيبت تو را بشنود كر گردد،
ديدگانى كه تو باعث خوابشان بودى بيدارند و چشمى كه از ترس تو بيدار بود، در خواب است،
هيچ بوستانى نيست كه آرزو نداشته باشد كه آرامگاه و قبر تو باشد. [١]
شيخ مفيد گويد: چون عبيد اللّه بن زياد شب را به صبح آورد، سر حسين را فرستاد تا در ميان همه كوفه و قبايل آن شهر گرداندند. از زيد بن ارقم نقل شده است، من در حجرهاى نشسته بودم كه سر حسين (ع) را روى نيزه از مقابل من عبور دادند. چون در برابرم قرار گرفت، شنيدم كه مىخواند: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً» [٢]
(آيا پنداشتهاى كه اصحاب كهف و رقيم از آيههاى شگفتانگيز ما بودند).
به خدا سوگند مو بر بدنم راست شد و فرياد زدم: اى فرزند رسول خدا (ع)، به خدا سوگند، سر تو شگفتانگيزتر است!
چون مردم از گرداندن آن در كوفه فراغت يافتند، آن را به قصر باز گرداندند. آنگاه ابنزياد آن را به زجر بن قيس سپرد. سرهاى اصحاب را نيز به او داد و نزد يزيد بن معاويه فرستاد. [٣]
[١] . اللهوف، ص ٢٠٣؛ جرجى زيدان مىنويسد: ابن زياد فرمان داد سر حسين را بر نيزه در راههاى كوفه چرخاندند و همگى آن را ديدند» (تاريخ روايات الاسلام، ج ١، ص ١٧٩). عباس محمود عقاد مىنويسد: نقل متواترى كه با روند امور موافقت دارد اين است كه آنان سرها و زنان را به كوفه بردند. آنگاه ابن زياد فرمان داد تا نخست آنها را در ميان محلههاى كوفه بگردانند و سپس نزد يزيد فرستاده شوند». (ابو الشهداء، ١٦٣). اسفراينى گويد: پس از گرداندن سر در كوفه، آن را به عمر مخزونى سپردند و فرمان دادند كه آن را پر از مشك و كافور كند. او اين كار را انجام داد، ولى هنوز كارش به پايان نرسيده بود كه دستش به بيمارى جذام مبتلا گشت و گوشت آن ريخت!». (نور العين فى مشهد الحسين (ع)، ص ٥١). دكتر عايشه عبدالرحمن- بنت الشاطى- مىنويسد: سر حسين (ع) را پيش چشم زنان داغدار در كوچههاى كوفه گرداندند. پيروان و ياران كجايند؟ آن چهل هزاران نفرى كه با اصرار از ايشان دعوت كردند تا در ركاب وى رهسپار راه حق شوند، كجايند؟ او دعوتشان را لبيك گفت و محل امن خويش را در كنار كعبه رها كرد! اينك بيايند و سر سيد الشهدا را خوب بنگرند! و زنان و دخترانش را اسير ببينند و گوشهايشان را از صداى دخترش سكينه پر كنند كه با روى باز و پهلوى شكسته در كاروان اسيران قرار گرفته است. (موسوعة آل النبى (ص)، ص ٨١٩).
[٢] . سوره كهف (١٨)، آيه ٩.
[٣] . الارشاد، ج ٢، ص ١١٧؛ و ر. ك. كشف الغمة، ج ٢، ص ٢٧٩؛ تاريخ الطبرى) ج ٣، ص ٣٣٨؛ البدايه و النهايه، ج ٨، ص ١٩٢ و اعلام الورى، ص ٢٤٨.