با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٣ - يادآورى
سبط ابن جوزى به نقل از ابن ابى الدنيا مىنويسد: زيد برخاست و گفت: اى مردم پس از اين شما بردگانيد. فرزند فاطمه را كشتيد و پسر مرجانه را امارت بخشيديد. به خدا سوگند، او نيكانتان را مىكشد و شما بردگى تبهكاران را خواهيد كرد. مرگ بر كسى كه به ننگ و ذلت تن در مىدهد!
آنگاه گفت: اى ابن زياد با تو سخنى از اين درشتتر خواهم گفت: رسول خدا (ص) را ديدم كه حسن را بر زانوى راست و حسين را بر زانوى چپ نشانده بود. آنگاه دست روى سر آنها گذاشت و فرمود: بار پروردگارا اين دو و شايسته از مؤمنان- على (ع)- را به تو مىسپارم. اى ابن زياد، با امانت رسول خدا (ص) چگونه رفتار كردى؟ [١]
ابن عساكر به نقل از انس بن مالك صحابى مىنويسد: چون سر حسين (ع) را- نزد عبيداللّه- آوردند، با چوبدستى مىزد و مىگفت: او دندانهاى زيبايى دارد. گفتم: به خدا سوگند، تو را رسوا خواهم كرد. من ديدم كه رسول خدا (ص) آنجايى را كه تو چوبت را نهادهاى مىبوسد. [٢]
يادآورى
شيخ مفيد به نقل از زيد بن ارقم مىنويسد: على (ع) مردم را در مسجد سوگند داد و گفت: شما را به خدا سوگند، چه كسانى از شما مردان از رسول خدا (ص) اين سخن را
[١] . تذكرة الخواص، ص ٢٣١؛ و ر. ك. اسد الغابه، ج ٢، ص ٢١؛ تاريخ ابن عساكر، ترجمة الامام الحسين (ع)، ص ٣٨١- ٣٨٣، شماره ٣٢٢ و ٣٢٣؛ مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٣٩؛ المعجم الكبير، طبرانى، ج ٥، ص ٢٣٤؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٩٤؛ امالى شيخ طوسى، ص ٢٥٢؛ مجلس نهم، شماره ٤٤٩/ ٤١ و ٤٥٠/ ٤٢.
[٢] . تاريخ ابن عساكر، ترجمة الامام الحسين (ع)، تحقيق محمودى، ص ٣٧٨- ٣٨٠، شماره ٣١٩ و ٣٢٠؛ و ر. ك. شماره ٣٢١. براى شناخت طريقهاى ديگر نقل اين روايت به حواشى صفحات ياد شده مراجعه كنيد.