با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨ - اشاره
در روضة الصفا آمده است: چون شمر به خيمهاى كه على بن الحسين (ع) در آن تكيه داده بود، رسيد، شمشيرش را كشيد كه او را به قتل برساند. حميد بن مسلم گفت: سبحان الله! آيا اين بيمار را مىكشيد؟! او را مكش!
ديگرى گفت: عمر سعد دستانش را گرفت و گفت: آيا از خداوند شرم نمىكنى كه مىخواهى اين جوان را بكشى؟! شمر گفت: از امير عبيداللّه فرمان رسيده است كه همه فرزندان حسين بايد كشته شوند.
عمر آن قدر در منع او اصرار كرد تا از او دست برداشت. سپس فرمان داد خيمهگاه خاندان مصطفى را به آتش كشيدند!». [١]
در تذكرة الخواص به نقل از واقدى آمده است: «چون على بن الحسين (ع) در هنگام كشته شدن پدرش بيمار بود، او را زنده گذاشتند، پس شمر بر او گذشت و گفت: او را بكشيد! سپس عمر سعد آمد و چون او را ديد گفت: متعرض اين جوان نشويد! آنگاه خطاب به شمر گفت: براى حرم چه كسى باقى مىماند؟». [٢]
اشاره
همه روايتهاى تاريخى تأكيد دارند بر اينكه امام زين العابدين (ع) در كربلا بيمار بود، اما درباره اينكه اين بيمارى تا چه زمانى ادامه يافت چيزى نگفتهاند. ولى از برخى اشارههاى تاريخى چنين برمىآيد كه ايشان حتى در شام نيز بيمار و ناتوان بود.
برخى گفتهاند كه او بر اثر چشم زخم بيمار شد. مانند احمد بن حنبل كه- به نقل ابن شهر آشوب- بر اين باور است كه آن حضرت زرهى را پوشيد و برايش بلند بود. پس، زيادى آن را گرفت و پاره كرد؛ و اين موجب بيمارى او گشت. [٣]
ديگران اين را بعيد شمردهاند، قضيه از اعتقاد ابن حنبل فراتر مىرود. زيرا اراده خداوند بر اين تعلق گرفته بود كه وى پس از پدرش زنده بماند؛ زيرا ايشان از مصاديق
[١] . روضة الصفا، ج ٣، ص ١٧٠.
[٢] . تذكرة الخواص، ص ٢٣٢.
[٣] . ر. ك. مناقب آل ابى طالب، ج ٤، ص ١٤٢.