با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٥ - حضرت زينب(س) رو در روى ابن زياد!
ما حق نداريم كه آنچه تاريخ درباره نكوهش اينان از ابن زياد به خاطر زدن بر لب و دندان حسين (ع) را نقل كرده، انكار كنيم، ولى حق داريم كه دليل اين نكوهش را تفسير كنيم: نكوهش سركشان به وسيله اين اشخاص به خاطر خدا نبود، بلكه اينان دغدغه حسن اشتهار خود را داشتند- اگر واقعاً چنين حسن شهرتى داشتهاند!- وانگهى نكوهش اينان در اندازهاى نبود كه زندگى شان را تهديد كند و آنان را در معرض قتل قرار دهد.
بلكه اگر مىدانستند خطرى متوجه آنها است انكار نمىكردند. اگر چنين كسانى به راستى حق را در مقابل باطل يارى مىكردند، به يقين آنان را در صفحه تاريخ در صف ياران حق مىديديم نه در مجالس لهو و لعب سركشان.
كاهن در نقش مشاور!
از نشانههاى حكومت اموى- بلكه از نشانههاى دوران حكومت جريان نفاق پس از سقيفه- اين بود كه برخى اهل كتاب از يهود و نصارا در نزد حكمرانان جريان نفاق، نقش مستشار را ايفا مىكردند. [١]
خبرى كه سبط ابن جوزى در كتاب تذكرة الخواص خويش نقل مىكند، از مصاديق اين حقيقت است: هشام بن محمد گفت: چون سر امام حسين (ع) را نزد ابن زياد گذاشتند كاهنش به او گفت: برخيز و پا روى دهان دشمنت بگذار. او چنين كرد و به زيد بن ارقم گفت: چگونه ديدى؟ گفت: به خدا سوگند، رسول خدا (ص) را ديدم در جايى كه تو پا گذاشتى، دهانش را گذاشته بود. [٢]
حضرت زينب (س) رو در روى ابن زياد!
بانوان هاشمى را با چنان وضعيت نابهنجارى به قصر بردند كه چشم روزگار مانندش را نديده و نخواهد ديد.
[١] . جزئيات اين مطلب را در جلد اول همين مجموعه، «امام حسين (ع) در مدينه منوره» در مقاله جريان نفاق، مطالعهاى در ماهيت و دستاوردها ببينيد.
[٢] . تذكرة الخواص، ص ٢٣١.