با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٤ - خطبه قهرمان كربلا، زينب(س)
است بخشى از آنها صدقه واجب باشد؟ يا اينكه به دليلى خاص، حمل بر كراهت يا حرمت مىشود؟
شيخ انصارى در كتاب زكات مىنويسد: در عدم تحريم صدقه مستحبى اختلافى نيست و اخبار فراوانى در اين باره رسيده است. جز اينكه طبق برخى از اخبار امام (ع) از آب مسجد به دليل صدقه بودنش نهى فرموده است. نيز مشهور است كه حضرت زينب يا امكلثوم (ع) اسيران را از گرفتن صدقههاى اهل كوفه به دليل اينكه صدقه هستند منع كردند. همچنين همان طور كه در شرح المفتاح احتمال داده شده است، در صورتى كه پرداخت صدقه به منظور رسوايى باشد، مىتوان آن ار بر حرمت يا كراهت حمل كرد.»
در همين راستا مىتوان گفت كه احتمال دارد كه هدف آن حضرت (س) از نپذيرفتن عطاياى مردم كوفه و منع اسيران از گرفتن آنها- با فرض كراهت- اين بود كه به مردم بفهماند كه اعضاى اين كاروان مردمانى عادى نيستند، بلكه خاندان پيامبرند كه خداوند دوستى و پيروى از آنها را واجب ساخته و يزيد بن معاويه و ابن زياد با ارتكاب اين جنايت در حق خاندان پيامبر (ص)، از فرمانش سرپيچى كردهاند. تا بدين وسيله بزرگى جنايت و عمق فاجعهاى كه كوفيان براى رضايت خاطر يزيد و ابن زياد مرتكب شدهاند روشن گردد.
خطبه قهرمان كربلا، زينب (س)
حضرت زينب (س) با مشاهده انبوه جمعيت در كوچه و بازار كوفه، در صدد برآمد تا با خطابهاى آتشين، آنان را از خواب غفلت بيدار كند و دلهايشان را آتش بزند.
سيد بن طاووس مىنويسد: شبير بن خزيم اسدى گويد: در آن روز زينب دختر على (ع) را چنان ديدم كه هيچ زنى به سخنورى او نبود. گويى كه از زبان پدرش على (ع) سخن مىگفت. او به مردم اشاره كرد كه ساكت باشند. در پى آن نفسها در سينه حبس شد و زنگها از حركت باز ايستاد. آنگاه فرمود: الحمدللّه، درود بر جدّم محمد و خاندان پاك و برگزيدهاش. اى مردم كوفه، اى اهل فريب و نيرنگ! آيا گريه مىكنيد؟ هنوز اشك چشم ما خشك و آه سينههامان آرام نشده است. مَثَل شما مثل همان زنى است كه رشتههاى خود را مىبافت و سپس آن را برمىگشود. شما ايمانتان را در ميان خود به تباهى كشاندهايد.