با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥١ - سرنوشت ابجر بن كعب
سرنوشت عمرو بن صبيح صيداوى
[مختار] در جست و جوى عمرو بن صبيح صيداوى [١] برآمد. وقتى مردم به خواب رفته بودند، وى پشت بام خانهاش رفته و شمشيرش را زير سر گذاشته بود. چون او را با شمشيرش گرفتند، گفت: اى شمشير خدايت تو را زشت گرداند كه با وجود نزديكى بسيار دور بودى! سپس او را نزد مختار بردند و با نيزه آنقدر بر او زدند كه مرد. [٢]
سرنوشت زيد بن رقاد جهنى
[مختار] زيد بن رقاد را احضار كرد و او را هدف تير و سنگ قرار داد و آتش زد. [٣]
سرنوشت ابجر بن كعب
خوارزمى گويد: عبيد الله بن عمار گفت: هنگامى كه حسين بن على (ع) كشته شد، شلوارى به پايش ديدم كه برق مىزد. پس ابجر بن كعب آمد و آن را غارت كرد و حضرت را برهنه گذاشت. محمد بن عبدالرحمن گويد: از دستهاى ابجر بن كعب در زمستان خون مىتراويد و در تابستان مانند چوب خشك مىشد. [٤]
نيز خوارزمى نقل مىكند كه در بدن آن حضرت جاى ٣٣ زخم نيزه و ٣٤ ضربت شمشير ديده شد. شلوارهايش را بحير بن عمرو جرمى برد. او مدّتها از دو پايش فلج بود.
عمامهاش را جابر بن يزيد از وى برداشت و چون آن را به سرش بست مبتلا به جذام شد.
زرهش را مالك بن نسر كندى برد و عقلش را از دست داد .... [٥]
[١]. وى نيز از كسانى بود كه بر پيكر امام (ع) اسب تازاندند.
[٢] . ذوب النضار، ص ١٢٢.
[٣] . همان، ص ١٢٠.
[٤] . مقتل الحسين، خوارزمى، ج ٢، ص ٤٣- ٤٤. در منابع معتبر تاريخى ديگر نيز از وى با همين نام ياد شده است (ر. ك. تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٣٣؛ الارشاد، ج ٢، ص ١١٠؛ اعلام الورى، ج ١، ص ٤٦٨؛ اللهوف، ص ١٧٨؛ المناقب، ج ٤، ص ١٢٠؛ تذكرة الخواص، ص ٢٢٨). در الدر النظيم، ص ٥٥٧ از وى با نام حرّ بن كعب ياد شده كه گويا تصحيف ابجر باشد. به نوشته سماوى در ابصار العين، ص ٧٤، نام وى در برخى كتابها ابحر بن كعب آمده است كه تصحيف مىباشد.
[٥] . مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٤٢.