با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٥ - داستان پنهان كردن امام سجاد(ع)
مرحوم نمازى گويد: امير مؤمنان (ع) سه دختر به نام زينب داشت، زينب كبرى؛ و امكلثوم از فرزندان فاطمه زهرا (س) و يك زينب ديگر، از مادرى امّ ولد (كنيز).
زينب كبرى (س): وى از راويان حديث است. او دوران پيامبر (ص) را درك كرد و در حيات آن حضرت به دنيا آمد. او عقيله بنى هاشم و داراى خصايل پسنديده و صفاتى نيكوست. وى در شكيبايى و پايدارى و نيروى ايمان و تقوا يگانه است و مانند ندارد. در فصاحت و بلاغت، زبان امير مؤمنان (ع) را داشت. در كتاب الزينبيات روايتهايى است كه خلاصهاش اين است: هنگامى كه زينب كبرى (س) به مدينه آمد مردم را به خونخواهى حسين (ع) تشويق مىكرد. حاكم مدينه موضوع را به يزيد گزارش داد. او نيز فرمان داد كه آن حضرت و هر كس ديگر از بنى هاشم را كه بخواهد به مصر تبعيد كند و او چنين كرد.
چون به مصر رسيدند، حضرت زينب مدت يازده ماه و پانزده روز در آنجا اقامت كرد و در پانزدهم رجب سال ٦٢ ه، همانجا درگذشت» [١]
اين سخن به محسن امين عاملى منسوب است كه گفت: «روى قبرى در شام بر سنگنبشتهاى چنين آمده است: اين قبر حضرت زينب ملقب به ام كلثوم، دختر مولايمان على (ع) است». [٢]
داستان پنهان كردن امام سجاد (ع)
ابن سعد مىنويسد: على بن الحسين (ع) گفت: مردى از آنها [٣] مرا پنهان كرد و مقدم مرا گرامى داشت و در خدمت من بود. او هر گاه خارج يا داخل مىشد گريه مىكرد، تا آنكه با خودم گفتم: اگر كسى اهل نيكى و وفادارى باشد، تنها همين مرد است.
تا آنكه منادى ابن زياد ندا داد: هر كس على بن الحسين را پيدا كند و بياورد سيصد درهم جايزه دارد!
[١] . مستدركات علم رجال الحديث، ج ٨، ص ٥٧٧، شماره ١٨٠٨١.
[٢] . شهر حسين، محمد باقر مدرس، ص ١٣٢.
[٣] . يعنى از كوفيان.