با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٠ - چگونگى استقبال كوفه از باقيمانده كاروان حسينى
چگونگى استقبال كوفه از باقيمانده كاروان حسينى
همه مردم كوفه بيرون آمده بودند تا شاهد جشن و پيروزى ابن زياد به مناسبت آمدن لشكر به ظاهر پيروزش باشند. باقيمانده لشكرى را كه سپاه عمر سعد با آن جنگيده ببينند و اسيران را تماشا كنند.
برخى از كوفيان به واقعيت امر آگاهى داشتند و بزرگى مصيبت و عمق جنايتى را كه لشكر كوفه مرتكب شده مىدانستند؛ و مىفهميدند كه اسيران همراه عمر سعد، باقيمانده خاندان پيامبرند و سرهاى بر نيزه شده به فرزند رسول خدا (ص) و اهل بيت و يارانش تعلق دارد و چون آنها را بهترين اشخاص روى زمين مىدانستند در مصيبتشان مىگريستند.
گروهى ديگر يا گرايش اموى داشتند و يا آنكه نسبت به حقايق امور ناآگاه بودند. اينان تصور مىكردند كه حاكم و امير كوفه در يكى از مرزها به پيروزى تازهاى دست يافته و اسيران غير مسلماناند. از اين رو با صداى بلندى مىخنديدند و به هر كس مىرسيدند تبريك مىگفتند.
نويسنده رياض الأحزان مىنويسد: زن و مرد، پير و جوان، دوست و دشمن، حزب رحمان و دوستان شيطان در كوچه و بازار كوفه اجتماع كرده بودند. برخى گريه و زارى مىكردند و برخى خنده و شادى! برخى بر حادثه عظيمى كه براى خاندان پيامبر (ص) پيش آمده بود آگاه و برخى ديگر نسبت به فتنه برپا شده غافل بودند. [١]
شيخ طوسى به نقل از حذلم بن ستير [٢] مىنويسد: در محرم سال ٦١، در كوفه شاهد بازگشت على بن الحسين (ع)، به همراه زنان از كربلا بودم. لشكريان، آنان را در محاصره
[١] . رياض الاحزان، ص ٤٨. نيز از تذكرة الائمة علامه مجلسى نقل شده است كه يكى از تماشاچيان براى نكوهش آنان گفت: خداى متعال به خاطر رفتار و بدعتگزارى اينان خوب مجازاتشان كرد. در همين حال سنگى از آسمان آمد و به دهانش خورد و جنازهاش بر زمين افتاد. خداوند او را لعنت كند.
[٢] . در رجال شيخ طوسى نام وى «حذيم بن شريك اسدى» آمده است. طبرسى داستان ورود امامسجاد (ع) و اهل بيت را به كوفه و نيز خطبه حضرت زينب را در آن شهر از وى نقل كرده است. (ر. ك. الاحتجاج، ج ٢، ص ٣٢٠، شماره ٣٢٢). در بحار الانوار (ج ٤٥، ص ١٠٨). «بشير بن خزيم اسدى» و در مستدركات علم رجال الحديث (ج ٢، ص ٣٧) آمده است: «بشير بن جزيم اسدى: از وى ياد نكردهاند. او راوى خطبه حضرت زينب در كوفه است».