با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٩ - ١ - بيرون آمدن دستى از ديوار، در حالى كه با قلمى خونين مىنوشت!
اما جلادانى كه كاروان را همراهى مىكردند، مشتاق بودند كه كاروان هر چه زودتر به شام برسد. زيرا اميد داشتند كه از يزيد جايزه دريافت كنند و بهره بيشترى ببرند. بنابراين مصلحت همه سركشان و جلادان اقتضا مىكرد كه كوتاهترين راه ميان كوفه و شام پيموده شود. نيز گفته مىشود كه جلادان، هنگام بيرون بردن سر حسين (ع) از كوفه، از شورش قبايل عرب غيرتمند و متعصب ميان راه بيمناك بودند. آنها مىترسيدند كه مبادا سر مقدس را از آنان بگيرند. از اين رو از پيمون جاده معروف پرهيز مىكردند؛ و هر گاه به قبيلهاى مىرسيدند، درخواست علوفه مىكردند و مىگفتند كه سر يك شورشى را به همراه دارند. [١]
پارهاى از رويدادهاى راه شام
منابع تاريخى به برخى از حوادث اتفاق افتاده در راه شام اشاره دارند كه پارهاى از آنها را در اينجا نقل مىكنيم؛ و تا جاى ممكن موارد مشهور و آن مواردى را نقل مىكنيم كه نه تنها در مقتل ابو مخنف- كه طبق منزلگاههاى ميان راه به ترتيب آمده است- بلكه در ديگر مقاتل نيز آمده باشد.
١- بيرون آمدن دستى از ديوار، در حالى كه با قلمى خونين مىنوشت!
خوارزمى از ابن لهيعه، [٢] از ابو قبيل [٣] چنين نقل مىكند: چون امام حسين (ع) كشته شد سرش را نزد يزيد فرستادند. در ميان راه مأموران محافظ كاروان، در نخستين منزلگاه
[١] . ر. ك. قمقام زخّار، ج ٢، ص ٥٤٨، به نقل از كامل بهايى، ج ٢، ص ٢٩٢.
[٢] . وى عبدالله بن لهيعة بن عقبة بن فرعان بن ربيعة بن ثوبان حضرمى اعدولى است ... او از گروهى روايتكرده كه از آن جمله ابوقبيل است. روح بن صلاح گويد: ابن لهيعه با ٧٢ تابعى ديدار كرد؛ و احمد بن حنبل گفته است: چه كسى در فراوانى حديث و ضبط و اتقان آنها در مصر مانند ابن لهيعه بوده است؟ ... او در سال ٧٣ يا ٧٤ درگذشت. (ر. ك. تهذيب الكمال، ج ١٥، ص ٤٨٧، شماره ٣٥١٣).
[٣] . نام وى حىّ بن هانى بن ناضر، ابو قبيل معافرى است. گروهى و از جمله ابن لهيعه از وى روايت كردهاند. ابو حاتم گويد: حديث او درست است. ابو سعيد بن يونس گويد: او در سال ١٢٨ در بُرُلُس درگذشت. (ر. ك. سير اعلام النبلاء، ج ٥، ص ٢١٤، شماره ٨٦؛ تهذيب الكمال، ج ٧، ص ٤١٠، شماره ١٥٨٦).