با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٨ - ١ - مشهد نقطه در موصل
آنها ناراحت شدند و به صومعهها رفتند و براى تعظيم پروردگار جهانيان ناقوس زدند و گفتند: بار پروردگارا، ما از آنچه اين ستمگران كردهاند بيزاريم». [١]
قندوزى گويد: «چون به شهر تكريت رسيدند، اخبار پراكنده شد و مردم با شادى و سرور بيرون آمدند! مسيحيان به لشكر گفتند: ما از كارى كه مىكنيد بيزاريم، اى ستمگرها! شما فرزند دختر پيامبرتان را كشتهايد و اهل بيت او را به اسارت گرفتهايد!» [٢]
بارگاههاى مقدس در منزلگاههاى ميان راه
١- مشهد نقطه در موصل
در هيچ يك از كتابهاى معتبر و تحقيقى تاريخى نيامده است كه اهل بيت (ع) در راه كوفه به شام از موصل گذشته باشند. برخى از مورخان از پژوهش درباره درستى يا نادرستى اين ادعا پرهيز كردهاند. كسانى هم كه آن را نقل كردهاند به گفتههاى ديگران بسنده نمودهاند.
براى مثال شيخ عباس قمى مىنويسد: «اما بارگاه ايشان در موصل؛ داستانش چنانكه در روضة الشهداء [٣] آمده چنين است: هنگامى كه لشكريان قصد ورود به موصل را داشتند، نزد حاكم آنجا فرستادند و از او خواستند كه براى آنها توشه و علوفه تهيه كند و شهر را آذين بندد. اما مردم موصل اتفاق كردند كه هر چه مىخواهند برايشان آماده سازند و از آنها بخواهند كه به شهر وارد نشوند [٤] بلكه در خارج شهر فرود آيند و بى آنكه به شهر درآيند حركت كنند. آنها در يك فرسخى شهر فرود آمدند و سر شريف را روى صخرهاى گذاشتند. قطرهاى خون از سر مبارك روى سنگ چكيد و پخش شد؛ و در روز عاشوراى
[١] . منتخب طريحى، ص ٤٨١؛ و ر. ك. ناسخ التواريخ، ج ٣، ص ١٠٣.
[٢] . ينابيع الموده، ص ٣٥١.
[٣] . ر. ك. روضة الشهداء، ص ٣٦٨. ملاحظه مىشود كه اين كتاب و كتابهاى ديگرى همچون قمقام زخّار، ينابيع الموده، معالى السبطين، منزلگاههاى ميان راه را از مقتل منسوب به ابو مخنف نقل مىكنند كه معتقد است اهل بيت از راه سلطانى رفتهاند. داستان عبور از موصل نيز در همين كتاب (ص ١٨٣) آمده است.
[٤] . دليلش هم اين است كه ساكنان آنجا از دوستداران اهل بيت بودند. چنانكه در كتابهاى معالى السبطين، ج ٢، ص ٧٧ و ناسخ التواريخ، ج ٣، ص ١٠٢ آمده است.