با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩ - امام سجاد(ع) در شام
برخاست و خطاب به او گفت: «واى بر تو اى خطيب تو خشنودى آفريدگان را به قيمت خشم آفريدگار خريدى و همانا جايگاه تو در آتش است.» [١]
امّا در مجلس يزيد؛ خوارزمى مىگويد: «علىبن الحسين پيش رفت تا در حضور يزيد ايستاد و گفت: طمع مداريد كه شما به ما اهانت كنيد و ما شما را گرامى بداريم و در حالى كه شما ما را مىآزاريد دست از آزار شما برداريم، خداوند مىداند كه ما شما را دوست نمىداريم و اگر شما هم ما را دوست نداشته باشيد سرزنشتان نمىكنيم.
يزيد گفت: راست گفتى امّا پدر و جدّت قصد امارت داشتند. خدا را سپاس كه آن دو را كشت و خونشان را ريخت. آنگاه گفت: اى على، پدرت با من قطع رحم كرد و حقّم را نشناخت و بر سر حكومت با من به منازعه برخاست، پس خداوند با او چنان كرد كه ديدى! [٢]
در تفسير على بن ابراهيم قمى آمده است: امام صادق (ع) فرمود: چون سر حسين بن على (ع) را نزد يزيد ملعون آوردند و على بن الحسين (ع)، در حالى كه به غل و زنجير بسته بود به همراه دختران اميرمؤمنان (ع) بر وى وارد شدند، يزيد گفت: اى على بن الحسين، خداى را سپاس كه پدرت را كشت. امام سجاد (ع) فرمود: خداوند قاتلان پدرم را لعنت كند. يزيد به خشم آمد و فرمان داد او را گردن بزنند. امام (ع) فرمود: اگر مرابكشى، آنگاه دختران رسول خدا (ص) را، كه جز من محرمى ندارند، چه كسى باز مىگرداند؟ گفت: تو خود آنها را به خانههاشان باز مىگردانى. سپس فرمان داد سوهانى آوردند و غل و زنجير را از دست و گردن وى باز كرد. سپس خطاب به ايشان گفت: آيا مىدانى كه منظورم از اين كار چه بود؟ فرمود: آرى. مىخواهى كه در انجام اين كار كسى جز تو بر من منتى نداشته باشد. گفت: به خدا سوگند، قصدم از انجام اين كار همين بود؛ و در ادامه گفت:
اى على بن الحسين: «ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ». امام (ع) فرمود: نه، هرگز اين آيه درباره ما نازل نشده است، بلكه درباره ما اين آيه نازل شده است: «ما أَصابَ مِنْ
[١] . ر. ك. اللهوف، ص ٢١٩.
[٢] . مقتل الحسين، خوارزمى، ج ٢، ص ٧٠.