با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٥ - دفن امام(ع) و ديگر شهيدان(ع)
مرحوم مقرم گويد: «در روز سيزدهم محرم امام زين العابدين براى خاك سپارى پدر شهيدش رفت، چرا كه عهدهدار كار هر امامى تنها امام پس از او مىشود. [١] ... هنگامى كه امام سجاد (ع) به كربلا رفت ديد كه بنى اسد بر سر كشتگان جمع شده و نمىدانند چه كنند و امكان شناسايى آنها را ندارند ... پس هدف آمدن خود را گفت: كه آمده تا آن پيكرهاى پاك را به خاك بسپارد. نام شهيدان را برايشان گفت و هاشميان اصحاب را به آنها معرفى كرد ... سپس امام زينالعابدين سوى پيكر پدر رفت و آن را در آغوش كشيد با صداى بلند گريست و به محل قبر آمد. پس اندكى از خاك را كنار زد، پس قبرى كنده شده و ضريحى آماده پيدا شد. حضرت دستانش را زير پشت پدر باز كرد و گفت: بسم اللّه و فى سبيل اللّه و على ملة رسول اللّه، صدق اللّه و رسوله، ما شاء اللّه، لا حول و لا قوة الّا باللّه العظيم.
حضرت خود به تنهايى پدر را درون قبر نهاد و فرمود: با من كسانى هستند كه كمك مىكنند. پس از آنكه پدر را در قبر نهاد، صورت به گلوى مباركش نهاد و گفت: خوشا به حال زمينى كه پيكر پاكت در آن جاى گرفت. جهان پس از تو تاريك و آخرت به نور تو
[١] . ر. ك. اثبات الوصيه، مسعودى، ص ١٧٣؛ زين العابدين (ع)، مقرم، ص ٤٠٢؛ چه خوب است كه در اينجاگفتار آقاى مقرم را از ص ٣١٩ مقتل ايشان نقل كنيم: احاديث از اين راز سر به مهر پرده برنداشته است. شايد نكتهاش در اين است كه پيكر امام معصوم (ع) هنگام پرواز به بارگاه قدس الهى از نشانههاى چندى برخوردار است: اينكه كسى كه از آن مرتبه برخوردار نيست به آنان نزديك نشود. زيرا آنجا مقام قاب قوسين يا كمتر از آن است. آن مقامى است كه از رسيدن به آن روح الامين باز مىماند و رسول خدا (ص) به تنهايى به ملكوت الهى بار مىيابد. چنين ادعايى درباره ائمه شگفت نيست، زيرا اينان پارهاى از حقيقت محمديه هستند و در همه فضايل جز نبوت و شمار زنان با جدّشان شريكند- چنانكه در كتاب المحتضر حسن بن سليمان حلى، ص ٢٢، چاپ نجف نيز آمده است- انديشههاى بشر توان پى بردن به اين رازها را ندارد و صرف اينكه ما از درك آن ناتوانيم تا مادامى كه به حد محال بودن نرسد، نمىتوانيم آنها را منكر شويم. در اخبار درست آمده است كه امامان حالاتى دارند كه ديگران در آنها شريك نيستند مانند زنده كردن مردگان با پيكرهاى اصلىشان، ديدن يكديگر، بالا رفتن پيكرهايشان به آسمان و اينكه سلام زائران خويش را مىشنوند. ر. ك. المقالات، مفيد، ص ٨٤؛ منهج الرشاد، كاشف الغطاء، ص ٥١؛ مرآة العقول، ج ١، ص ٣٧٢ و دار السلام، نورى، ج ١، ص ٢٨٩.