با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥ - نوحهسرايى پريان
آن شب همه عالم ملك و ملكوت را غم و اندوه فرا گرفته بود. حوريان بهشتى ناله و زارى مىكردند. فرشتگان آسمان در اندوه به سر مىبردند و پريان در جاى خود نوحهسرايى مىكردند. [١]
نوحهسرايى پريان
شيخ مفيد در كتاب امالى خود به نقل از محفوظ بن منذر مىنويسد: پير مردى از بنى تميم كه در مكانى بلند سكونت داشت به نقل از پدرش برايم گفت: ما تا شب عاشورا از قتل حسين (ع) بىخبر بوديم. در آن شب [٢] به همراه مردى از قبيله روى بلندى نشسته بوديم و از هاتفى شنيديم كه مىگفت:
به خدا سوگند، پيش شما نيامدم، مگر اينكه ديدم كه سرش بريده و گونههايش خاكآلود است، پيرامونش جوانانى بودند كه از گلويشان خون جارى بود و مانند چراغ در تاريكى نور مىافشاندند، رهوارم را به انگيزش درآوردم تا شايد پيش از ديدار با حوريان بهشتى به آنان برسم، اما قدر الهى، كه او خود به انجامش مىرساند، مرا بازداشت؛ و اين كارى بود كه قضاى الهى مقدر ساخت، حسين چراغى بود كه از او نور برگرفته مىشد، خدا مىداند كه من دروغ نمىگويم، خداوند بر قبرى كه پيكر حسين را در خود جاى داده است درود فرستد، و او را در غرفهها [ى بهشت] شادمانه با پيامبر (ص) و جانشين او و [جعفر] طيار همنشين گرداند.
ما پرسيديم: خدايت رحمت كند، تو كيستى؟
گفت: من و پدرم از جنّيان نصيبين [٣] هستيم. ما براى پشتيبانى و كمك به حسين (ع) آمديم ولى پس از بازگشت از حجّ، او را كشته يافتيم». [٤]
[١] . مقتل الحسين، مقرم، ص ٢٨٩.
[٢] . نگفته نماند كه مقصود شب يازدهم است، هاتف از قتل آن حضرت خبر مىداد.
[٣] . نصيبين: شهرى است آباد از سرزمين جزيره بر كنار راه كاروانى موصل به شام. به گفته ساكنان آنجا، درآن شهر و روستاهاى حومه آن، چهل هزار بستان وجود دارد! (ر. ك. معجم البلدان، ج ٥، ص ٢٨٨).
[٤] . امالى شيخ مفيد، ص ٣٢٠، مجلس ٣٨، شماره ٧؛ و امالى طوسى، ص ٩٠- ٩١، مجلس سوم، حديث ١٤١/ ٥.