با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٤ - چگونگى انتقال اهل بيت به شام
همين حال به سر مىبردم كه ديدم پرچمها پشت سر هم مىآيند. در آن ميان يكى از سواران پرچمى به دست داشت كه نيزهاش بيرون بود و روى آن سرى قرار داشت كه چهرهاش از همه به رسول خدا شبيهتر بود. در همان حال ديدم كه زنان در پشت سرش بر شتران بى جهاز سوارند ....» [١]
چگونگى ورود باقيمانده كاروان حسين (ع) نزد يزيد كاشف از وضعيت بسيار دشوار آنها در طول مسير است. سيد بن طاووس مىگويد: «سپس بار و بنه و زنان و باقيمانده خانواده حسين (ع) را در حالى كه به ريسمان بسته شده بودند، نزد يزيد آوردند. چون با آن حالت در مقابل يزيد ايستادند، على بن الحسين (ع) به يزيد گفت:
اى يزيد، تو را به خدا سوگند مىدهم، چه گمان دارى درباره رسول خدا (ص) اگر ما را به اين حال مىديد؟» [٢]
[١] . بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٢٨، باب ٣٩.
[٢] . اللهوف، ص ٢١٣، ابن اعثم كوفى در الفتوح، ج ٥، ص ١٤٧، گويد: «مردم حرم رسول خدا (ص) را سوار بر شتران بى جهاز از كوفه به سرزمين شام بردند. از شهرى به شهرى و از منزلگاهى به منزلگاه ديگر، همان طور كه اسيران ترك و ديلم را مىبردند ...» ابن سعد گويد: «فرستادهاى از سوى يزيد بن معاويه آمد و به عبيد اللّه فرمان داد كه بار و بنه و باقيمانده فرزندان، اهل بيت و زنان حسين (ع) را نزد او بفرستد. پس ابوخالد ذكوان، ده هزار درهم به آنان قرض داد تا خود را آماده ساختند! (ر. ك. ترجمة الامام الحسين (ع)، از بخش چاپ نشده طبقات ابن سعد، تحقيق سيد عبد العزيز طباطبايى، ص ٨١). نگفته نماند كه پايان اين خبر شگفتانگيز و مهم است؛ و ابو خالد ذكوان كيست؟ در كتابهاى رجال چيزى نيامده است! آيا واقعاً اهل بيت اين مبلغ را قرض كردند؟ در حالى كه در بند اسارت بودند چه نيازى به اين پول داشتند؟ آيا اين پول را به عبيد اللّه و دار و دستهاش قرض داد؟ و آيا مىتوان تصور كرد كه اين ظالم حاكم بر عراق به چنين مبلغى نيازمند بود؟ شگفت از ابن سعد (در طبقات) اين است كه يك جاى ديگر نيز از وى نام مىبرد. آنجا كه در همان صفحه مىگويد: «عبيد اللّه بن زياد فرمان داد همه باقيمانده اهل بيت را كه نزد وى آوردند در قصر به زندان اندازند. پس ذكوان بن ابو خالد گفت: اجازه بده من اين سرها را دفن كنم؛ و او اجازه داد. پس آنها را كفن كرد و در جبّانه به خاك سپرد. سپس سوار شد و رفت و پيكرهايشان را كفن و دفن كرد!»