با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩ - سرنوشت حرملة بن كاهل
سرنوشت سنان بن انس
سنانبنانس به بصره گريخت و خانهاش ويران گرديد. سپس از بصره به قادسيه رفت.
سرانجام جاسوسان مختار خبر آوردند؛ و مختار او را ميان عذيب و قادسيه دستگير كرد. سپس به ترتيب انگشتان، دستها و پاهايش را بريد؛ و آنگاه او را در ديگ روغن داغ افكند [١].
سرنوشت خولى بن يزيد اصبحى
«آنگاه ابوعمره را فرستاد؛ و او خانه خولى بن يزيد اصبحى، حامل سر امام حسين (ع) نزد عبيد الله بن زياد را محاصره كرد. زن خولى، نوّار دختر مالك- به گفته طبرى- يا به قولى عيّوف، كه از دوستداران اهل بيت بود، نزد آنها آمد و از جاى او اظهار بىاطلاعى كرد؛ و در همان حال به بيت الخلا اشاره نمود. رفتند و او را در حالى كه سبدى روى سرش گذاشته بود، يافتند و به قتل رساندند. سپس مختار فرمان به آتش زدن وى داد. [٢]
سرنوشت حكيم بن طفيل سنبسى
آنگاه عبداللّه بن كامل را سوى حكيمبن طفيل سنبسى فرستاد. وى كسى بود كه غنايم حضرت عباس (ع) را برداشته و تيرى بر وى افكنده بود. پس از دستگيرى، پيش از آنكه نزد مختار برسد، مردم او را هدف قرار دادند و تير بارانش كردند. [٣]
سرنوشت حرملة بن كاهل
منهال بن عمر گويد: چون قصد بازگشت از مكّه داشتم، همراه بشر بن غالب، براى خداحافظى نزد امام زينالعابدين رفتم. حضرت فرمود: اى منهال، از حرملة بن كاهل چه خبر دارى؟ گفتم: در كوفه زنده است. حضرت دستها را بلند كرد و سه مرتبه فرمود:
[١] . ذوب النضار، ص ١٢٠.
[٢] . همان، ص ١١٨- ١١٩.
[٣] . همان، ص ١١٩.