با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩ - خطبه فاطمه صغرى، دختر امام حسين(ع)
بود؛ و اين كار براى خدا آسان است، تا بر آنچه از دست رفته اندوه نخوريد و به آنچه به شما عطا فرموده شادمان نباشيد؛ و خداوند گردنكشان و متكبران را دوست ندارد».
مرگ بر شما باد، در انتظار لعنت و كيفر الهى باشيد. گويى كه بلاى آسمان از راه مىرسد و بر شما فرو مىبارد تا شما را با عذاب نابود كند و به جان يكديگر اندازد. آنگاه در روز قيامت به خاطر ستمى كه بر ما روا داشتهايد در عذاب دردناك جاودانه بمانيد.
لعنت خداوند بر ستمگران باد.
واى بر شما آيا مىدانيد با كدامين دست ما را زديد و با چه شخصيتى به جنگ ما شتافتيد يا با چه پايى براى جنگيدن با ما به راه افتاديد؟
به خدا سوگند دلهايتان سنگ، جگرهايتان پر از نفرت، و دلهايتان مهر خورده است.
چشم و گوشتان را بستهاند. شيطان شما را فريفته و به دام انداخته است. بر ديدگان شما پرده افتاده است و هدايت نمىشويد!
اى اهل كوفه مرگ بر شما باد! چه كينهاى از رسول خدا (ص) به دل داشتيد و كدام دشمنى موجب شد كه با برادرش على بن ابى طالب (ع) جدّ من، و فرزندان و عترت برگزيده پيامبر (ص) چنين عناد بورزيد و كسى از ميان شما با افتخار بگويد: ما على و فرزندانش را با شمشيرها و نيزههاى هندى كشتيم، زنان را چونان تركان به اسارت در آورديم و با آنان مبارزه كرديم، چه مبارزهاى! خاك بر دهان اين گوينده باد! آيا به كشتن مردمى كه خداوند آنها را تزكيه فرموده و پليدى را از آنها زدوده است افتخار مىكنى؟ پس خشم خود را فرو نشان و مانند سگ روى پايت بنشينى، چنان كه پدرت نشست. جز اين نيست كه هر كس پاداش رفتار خويش و آنچه را از پيش فرستاده مىبيند. واى بر شما، آيا به خاطر برترىاى كه خداوند به ما بخشيده بر ما حسد مىورزيد؟!
گناه ما چيست اگر روزگار درياى ما را موّاج ساخته و درياى شما چنان بى آب است كه يك حيوان كوچك را هم نمىپوشاند!
اين فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد مىدهد و خداوند صاحب فضل بزرگ است و كسى كه خدا برايش نورى قرار ندهد، نورى نخواهد داشت.