با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١ - ٤ - خاكستر شدن زعفران و تلخ شدن گوشت
ابن عساكر به نقل از ابوحميد طحّان گويد: «من در ميان قبيله خزاعه بودم كه مقدارى از باقيمانده اموال حسين (ع) را آوردند [و در ميان آنها شترى بود]؛ و به آنان گفتند: آيا آن را بكشيم يا بفروشيم و بهايش را تقسيم كنيم؟ گفتند: بكشيد گويد: شتر را كشتند و چون بر روى آتش گذاشتند از آن آتش زبانه كشيد!». [١]
نيز وى از حمّاد بن زيد و او از جميل بن مرّة نقل مىكند كه گفت: روزى كه حسين (ع) كشته شد به شترى در لشكر ايشان دست يافتند چون از گوشت آن پختند همچون زهر، تلخ گشت!». [٢]
ذهبى به نقل يزيد بن ابى زياد [٣] مىنويسد: من چهارده ساله بودم كه حسين (ع) كشته شد و زعفرانى كه در لشگرشان بود خاكستر گرديد و افقهاى آسمان سرخ شد و شترى را كه در لشگرشان بود كشتند و درون گوشتش آتش مىديدند. [٤]
ابن جوزى مىنويسد: شترى را كه سر حسين و يارانش بر آن حمل شد كشتند ولى از گوشت آن نتوانستند بخورند چون از صبر [٥] تلختر بود. [٦]
طبرانى به نقل از ذويد جوفى از پدرش مىنويسد: چون حسين (ع) كشته شد، شترى را از لشكرش غارت كردند، چون آن را پختند همهاش خون بود. پس از آن دست كشيدند!». [٧]
ابن حجر مىنويسد: ابو الشيخ نقل كرده است: زعفرانى كه در لشكرشان بود تبديل به خاكستر شد اين زعفرانها در قافلهاى بود كه از يمن به عراق مىرفت و حسين (ع) هنگام قتلش بر آنان دست يافت. [٨]
[١] . تاريخ ابن عساكر، ترجمة الامام الحسين (ع)، تحقيق محمودى، ص ٣٦٦، شماره ٣٠٨.
[٢] . تاريخ ابن عساكر، ترجمة الامام الحسين (ع)، تحقيق محمودى، ص ٣٦٦ تا ٣٦٧، شماره ٣٠٩؛ و نيز ر. ك. سير الاعلام النبلاء.
[٣] . محمد بن فضيل گويد: او از پيشوايان بزرگ شيعه بود! ابو عبيد آجرى به نقل از ابو داوود گويد: كسى رانمىشناسم كه حديث او را وانهاده باشد، محمد بن عبد الله حضرمى گويد: او در سال ١٣٧ مرد. (ر. ك. تهذيب الكمال، ج ٣٢، ص ١٣٨- ١٣٩).
[٤] . سير الاعمال النبلا، ج ٣، ص ٣١٣.
[٥] . عصارهاى است بسيار تلخ كه از درختى با نام هندى ايلوا گرفته مىشود. (ر. ك. لغتنامه دهخدا، واژه صبر).
[٦] . تذكرة الخواص، ص ٢٤٠.
[٧] . المعجم الكبير، ج ٣، ص ١٢١، حديث شماره ٢٨٦٤؛ و ر. ك. نظم درر السمطين، ص ٢٢٠؛ احقاق الحق، ج ١١، ص ٥٠٢.
[٨] . الصواعق المحرقة، ص ١٩٤.