الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١١٥ - (٣٩) پيدا كردن چگونگى شايد بود چيزها و اقسام چيزها تا چنين بوند از اوّل
است و بيك روى ممكنى، و بدان جهت كه ممكناند از بفعل بودن جدااند. پس هر چيزى اوّل از [١] بقوّتى [١] باين روى خالى نهاند و از چيزى كه چون مادّت بود [٢] و چيزى كه چون صورت بود، آنچه چون مادّت بود ممكنيش بود و آنچه چون صورت بود واجبيش. پس فرد و يگانه حقّ اوّل است و ليكن [٣] بعد از اين مر [٤] چيزها را از جهت هستى و وجود و واجبى نيز اختلاف است. و شايد بود هستى سه گونه است:
يكى آنكه هستى وى يكى است هر چند كه امكان با وى است، و آن يكى مجرّد است و اين را عقل خوانند.
و يكى آنكه هستى وى يكى است و ليكن [٥] پذير است مر صورتهاى هستيهاى [٦] ديگر را، و اين دو گونه بود: يكى آن بود كه هستيها را چون بپذيرد [٧] ايشان بسبب وى قسمتپذير شوند زيرا كه وى هستى قسمتپذيرى را بپذيرد، و اين جسمى بود، يا قسمتپذير نشود [٨] زيرا كه وى هستى قسمتپذيرى را نپذيرد [٩] و اين را نفس خوانند.
و [١٠] قسمت پذيرفتن بسيارى آورد، و بسيارى چيزها يا باشارت عقل
[١] بالقوه بودن.
[١] مل:- از.
[٢] مل:- بود.
[٣] مج، مك ١، چخ: و لكن.
[٥] مج، مك ١، چخ: و لكن.
[٤] طم:- مر.
[٦] س، چه:- هستيهاى.
[٧] طم: پذيرد.
[٨] مك ٢، طم، مل: جسمى بود قسمتپذير، يا نشود.
[٩] طم، مل: بپذيرد.
[١٠] مك ٢، طم:- و.