الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٨٨ - (٣١) پيدا كردن دانسته شدن ممكن مر داننده را
عقلى بسيار است، و اين دانش [١] انفعالى است [٢] و اينجا [٣] صورتهاى بسيار [٤] بوند اندر داننده، و اين بسيارى واجب كند آنجا [٥] اضافت بود بصورتهاى بسيار كه از يك چيز بود و آن بسيارى واجب نكند. پس پديد [٦] آمد كه چگونه شايد كه عالمى بود بچيزهاى بسيار بىبسيارى و [٧] حال عالمى واجب الوجود بهمه چيزها چون [٨] حال آن يكى خاطر دان بچيزهاى بسيار بلكه از آن عالىتر و يگانهتر و مجرّدتر كه آن خاطر را پذيرايى بود كه اندر وى بود آن خاطر و آن [٩] واجب الوجود مجرّد است [١].
(٣١) پيدا كردن دانسته شدن ممكن مر داننده را
چيزى كه ممكن بود كه بود و ممكن بود كه نبود، نشايد كه دانسته آيد كه بود يا نبود، و شايد كه دانسته آيد كه ممكن است، كه ممكنى مر [١٠] ممكن را واجب است و بودن و نابودن واجب نيست كه ممكن است، و چون ممكنى واجب است شايد كه دانسته آيد، و چون بودن و نابودن نه واجب است نشايد كه دانسته آيد، كه اگر دانسته آيد كه بود و شايد كه نبود چون نبود دانش دروغ بود و دروغ دانش نبود كه گمان بود، مگر كه نشايد كه نبود، و آنگاه شايد كه بود و شايد كه [١١] نبود، نبود.
[١] رك: شفا (الهيات) فصل ٥ از مقاله ٨.
الهيات دانشنامه علائى متن ٨٨ (٣١) پيدا كردن دانسته شدن ممكن مر داننده را ..... ص : ٨٨
نشنامه علائى. علم برين ١١.
[١] مج، مك ١، طم: دانشى.
[٢] مك ٢: بود.
[٣] مج، مك ١: و ازينجا.
[٤] مك ٢: بيشمار.
[٥] مك ٢، طم، مل: و آنجا؛ چخ: اينجا.
[٦] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[٧] طم:- و.
[٨] مك ٢:+ آن.
[٩] مج، مك ١:- آن.
[١٠] مك ٢:- مر.
[١١] مك ٢، طم، مل، س، عس، چه: شايد كه.