الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٨ - (٣) باز نمودن حال هستى و افتادن وى بر چيزهاى بسيار و آغاز كردن بنمايش جوهر
نه از جهت چندى را يا جنبشپذيرى [١] را اند همچنان نيز يكى بودن و بسيار بودن و موافق بودن و مخالف بودن و هر چه بدين ماند. و اندر اين علم بايد كه نگريده [١] آيد [٢] اندر سببهايى كه مر همه هستى [٢] را بود نه مر رياضى را يا طبيعى را و بس، بل [٣] آن كه [٤] همه هستى را بود و شناختن آفريدگار همه چيزها و يگانگى وى و پيوند همه چيزها بوى هم [٥] اندر اين علم بود و اين پاره از اين علم كه اندر توحيد نگرد ورا خاصّ علم الهى خوانند و علم ربوبيت گويند، و اصلهاى همه علمها اندر اين علم درست شود و اين علم را بآخر آموزند هر چند بحقيقت اوّل است، و ليكن [٦] ما جهد كنيم كه باوّل بياموزانيم و لطفى بجاى آوريم تا مفهوم كنيم بنيروى خداى تعالى جلّ جلاله.
(٣) باز نمودن حال هستى [٣] و افتادن [٤] وى بر چيزهاى بسيار و آغاز كردن بنمايش جوهر
[٥] هستى [٦] را خرد خود [٧] بشناسد بىحدّ و بىرسم [٨]، كه او را حدّ نيست، كه او را [٩] جنس و فصل نيست، كه چيزى از وى عامّتر نيست [٧]،
[١] - قابليت حركت.
[٢] - يعنى: دقت شود.
[٣] - وجود.
[٤] - اطلاق.
[٥] - رك:
شفا (الهيات ص ٤٠٢).
[٦] - وجود.
[٧] - «وجود، تحديد او ممكن نيست، چه او بديهى التصور است و هيچ چيز اعرف از او نيست، تا تعريف وجود بآن چيز كنند». «درة التاج بخش ١ ج ٣ ص ١».
[١] مج، مك ٢: نگريسته.
[٢] مج، مك ١: هر هستيها.
[٣] تم: بلكه؛ س، طم، چه: پس.
[٤] طم:- كه.
[٥] مج، مك ١:- هم.
[٦] مج، مك ١، چخ:
و لكن.
[٧] طم:- خود.
[٨] مل:- بى.
[٩] طم: ورا.