الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٨ - (٦) پيدا كردن ناراستى مذهب دوم
هر يكى از آن ميانگين [١] چيزى بريده باشند، پارهاى اين شده باشد و پارهاى آن، و الّا يكى بايد كه بايستد تا آن ديگر بر وى [١] آيد يا هر دو بايستند و نجنبند و هرگز فرمان نبرند، و خرد داند كه شايد ايشان را بيكديگر فراز بردن تا گرد آيند و آنگاه جزو ميانگين [٢] بدو نيمه شود. ايشان گويند كه البتّه آنجا [٣] فرمان نبرند، بلكه تا آنجاى فرمان برند آنگه [٤] اندر قدرت خداى نيست كه ايشان را بيكديگر رساند تا جزو منقسم شود.
ديگر حجت [٢]: شش جزو بنهيم [٥] بيك [٦] رده و شش جزو ديگر هم برابر ايشان چنين كه صورت كردهايم:
يك رده را نشان [٧] «ا ب» و يك رده ديگر را «ج د» [٨] و جزوى از «ا» به «ب» خواهد شدن و جزوى ديگر از «د» به «ج» [٩] خواهد شدن تا روياروى [٣] [١٠] بوند، و شكّ نيست كه نخست برابر شوند و باز يك
[١] پهلو، جانب، نزد وى.
[٢] مؤلف اين حجت را مستقلا در شمار نياورده است.
چه در اين صورت اين برهان «حجت سوم» باشد نه برهان آينده. (خ)
[٣] از:
روى+ ا (واسطه)+ روى [مانند دمادم، سراسر، كشاكش]؛ مقابل، برابر. رك:
برهان چاپ نگارنده.
[١] مك ١: ميانگى.
[٢] مك ١: ميانگى.
[٣] عس: آنگه.
[٤] س: آنگاه.
[٥] مل:
مىنهيم.
[٦] طم: يك.
[٧] مل: ازيشان.
[٩] مل: ازيشان.
[٨] چخ: ح د.
[١٠] طم: روى با روى؛ مل: رو با روى.