الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٥٦ - (٥٥) پيدا كردن چگونگى پيدا شدن اين جواهر عقلى و نفسى و اجسام اوّل از واجب الوجود
وى بود، و از آن جهت را شايد [١] كه هر يكى را حركتى بود جدا و ديگر گونه، بلكه خود چنين بايد كه جنبشهاى طبعهاى مختلف مختلف بود، و اين [٢] طبعها خود نفسها بوند كه درست كرديم كه اين جنبش از نفس بود.
(٥٥) پيدا كردن چگونگى پيدا شدن اين جواهر عقلى و نفسى و اجسام اوّل از واجب الوجود
پس بايد كه از واجب الوجود، اوّل موجودى [٣] عقلى [٤] آيد- چنانكه گفتيم- و از آن عقل [٥] بيك جهت عقلى [٦] ديگر آيد و [٧] بيك جهت جسمى آيد از جسمهاى پيشين. اگر بسيار بوند-، و درست كنيم كه بسيارند آنجا كه [٨] جايگاه اين سخن بود- و همچنان از آن عقل [٩]، عقلى ديگر [١٠] و جسمى از اجسام اوّل همچنان [١١] تا آخر مرتبت اين اجسام اوّل.
و از هر عقلى بدان جهت كه وى واجب الوجود شده است بواجب الوجود بذات و از آن تصوّر كه او راست از واجب الوجود بذات، جوهرى آيد عقلى، و از جهت آنكه اندر وى است از امكان الوجود [١٢]، جوهرى آيد جسمانى چنانكه پيشتر اصل اين گفته آمده است [١٣]، كه پديد [١٤] آمده است
[١] عس: نشايد.
[٢] مك ١: طبعهاى ... و اين.
[٣] مك ٢، مل:
موجود.
[٤] مك ٢، طم: عقل.
[٥] مل: عقلى.
[٦] طم: عقل.
[٧] مك ١:- بيك جهت ... و به.
[٨] مك ١:- كه.
[٩] مك ١: عقلى.
[١٠] مل: دگر؛ مك ٢:- و بيك جهت ... عقلى ديگر (در حاشيه افزودهاند).
[١١] مك ٢: و همچنان.
[١٢] طم: امكان وجود.
[١٣] مك ٢: چنانكه اصل اين پيشتر آمده است.
[١٤] مك ١: بديد.