الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٢٨ - (٤٥) پيدا كردن آنكه اين جسمهاى بسيط تركيب پذيرنده را طبعى بايد كه بجنباند، و جنبش ايشان راست بايد كه بود
پس بايد كه حركتى از بامداد تا شبانگاه كه بر يك تيزى بود با بهرهاى از خويشتن اندر اين مقدار متّفق بوند [١] كه اندر تيزى متّفقاند.
و اگر كسى گويد كه [٢]: چرا هميشه اين مقدار مقدار جنبش بود؟
گوييم: زيرا كه آنچه پيش بود و اكنون نيست باطل شده بود، و آنكه سپس است آيد [٣]، و اين تغيّر [٤] و جنبش بود، و اين مقدار چنين چيزيست كه گفتيم كه وى [٥] اندر بسته است به پيشى و سپسى، و پيشى حالى بود چيزى را كه اكنون نيست آن حال، و اين نبود الّا بجنبش، و بعلم طبيعى پيدا شود كه چاره نيست كه اين جنبش جنبشى بود اندر جاى. پس پديد [٦] آمد كه حركت اندر زمان بود. و نشايد كه حركت قسمت نپذيرد و الّا مسافت و راه ناقسمتپذير بود. و پديد [٧] كرديم كه اين [٨] محال است و نشايد كه زمانى بود ناقسمتپذير، و الّا اندر وى برينش [١] [٩] راهى بود ناقسمتپذير [١٠]، كه اگر آن راه قسمتپذير بود اندر نيمه وى نيمه آن زمان بود. پس زمان [١١] منقسم بود [١٢] نه نامنقسم، و چون حال چنين است، هيچ زمانى نبود الّا منقسم. پس اگر چيزى را بجنبانى كه آن چيز مثلا ميل دارد با جنباننده
[١] - رك: ص ١٣ س ١ و ح ١.
[١] طم: بود.
[٢] طم:- كه.
[٣] مك ٢، مل: آمد.
[٤] مك ٢:
تغيير.
[٥] مك ٢:- وى.
[٦] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[٧] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[٨] طم:- اين.
[٩] مج: بر پيش.
[١٠] مك ٢:- و الا اندر وى ... پذير.
[١١] طم:+ نه.
[١٢] طم:+ و.