الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١١٢ - (٣٨) پيدا كردن چگونگى پديد آمدن چيزها از واجب الوجود
جز يك وجود بحاصل [١] آيد و اينجا وجودهاى بسيار همىبينم. پس نشايد كه همه را درجه يكى بود تا وجود ايشان از واجب الوجود بيك منزلت باشد و بيك درجه، بلكه پيش و سپس [١] بايد كه بود و هر چه كاملتر و وجود وى حقيقىتر، وى بوى نزديكتر، و ليكن [٢] اگر [٣] هر چيز را [٤] سبب يك چيز بود، چيزهاى بسيار اندر يك درجه نبودند [٥]، و الّا هر دو چيزى بيك جاى نهى [٦] يكى پيشتر بود و يكى سپستر، و حال چيزها چنين نيست كه مردم و اسب و گاو مثلا يك [٧] سپس ديگر نيند و درخت خرما و درخت انگور يك سپس ديگر نيند، و سياهى و سپيدى اندر درجه هستى برابرند و چهار طبايع [٢] يك سپس ديگر نيند.
آرى شايد گفتن كه آسمانها بطبع پيشترند از [٨] چهار طبايع [٩]، و چهار طبايع پيشترند از مركّبات [١٠]، و ليكن [١١] همه چيزها چنين نيند [١٢]. پس ببايد دانستن كه اين چگونه شايد بودن؟
گوييم كه: هر چه ممكن الوجود بود، بايد كه او را ماهيّتى بود جز وجود، و اين عكس آنست كه گفته بوديم [١٣] كه هر چه او را ماهيّت
[١] رك: دانشنامه، بخش سوم، علم طبيعى ص ٧٠ (بحاصل آمدن) و رك: چهار مقاله عروضى طبع نگارنده ص ٤٧ ح ١٠. و رك: ص ٩٤ ح ٢
[٢] معدود جمع آورده شده. رك: ص ٨٢ س ١٢ و ح ٢.
دانشنامه علائى. علم برين ١٤
[١] مك ٢: پس.
[٢] مج، مك ١، چخ: و لكن.
[١١] مج، مك ١، چخ: و لكن.
[٣] مل:+ چه.
[٤] مك ٢: چيزى را.
[٥] مك ٢، طم: نبوند؛ مل: نبود.
[٦] مك ٢، مل، طم: بنهى؛ مل:+ كه.
[٧] مك ٢: يكى.
[٨] طم:- از.
[٩] مل، طم: طبايعاند.
[١٠] طم: مركباتند.
[١٢] مك ٢، نهاند.
[١٣] طم:- كه گفته بوديم.