توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٨ - اقسام سجع
شرح فارسى:
توضيح
قوله: السجع الخ: صاحب حاشيه دسوقى مىگويد:
چهار لفظ در اينجا ذكر شده كه شايسته است معناى آنها در ذهن حاضر باشد زيرا اين الفاظ در السنه ادباء بسيار جارى و رائج است، آنها عبارتند از:
سجع، فاصله، قرينه، فقره.
١- قرينه: عبارتست از قطعهاى از كلام كه معادل و مزاوج قطعهاى ديگر از آن قرار داده ميشود.
٢- فقره: مثل قرينه است مشروط به اينكه مزاوج و معادل قرار داده شود در غير اينصورت بايد آنرا اعم از قرينه قرار دهم چه آنكه تسجيع بوده و چه بدون آن باشد.
٣- فاصله: عبارتست از كلمه آخر از قرينه.
٤- سجع: گاهى سجع را بر نفس فاصلهاى كه در حرف اخير با فاصله ديگر موافق است اطلاق مىكنند و زمانى آنرا به توافق دو فاصله در حرف اخير مىگويند و ظاهرا مصنّف معناى دوّم اختيار كرده زيرا گفته است:
السّجع هو تواطؤ الفاصلتين الخ.
قوله: كالقافية فى الشعر: يعنى همانطورى كه قافيه در شعر عبارتست از حروف آخر ابيات كه با هم موافقند سجع در نثر نيز عبارت است از حروف آخر فواصل كه با هم توافق داشته باشند.
قوله: و الّا فالسّجع على التفسير المذكور: مقصود تواطؤ