توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٧ - خاتمه در سرقات شعريه و آنچه ملحق بآن بوده و غير آنها
الغرابة كما مرّ) فى باب التّشبيه و الاستعارة من تسيمهما الى الغريب الخاصى و المبتذل العامى الباقى على ابتذاله و المتصرف فيه بما يخرجه الى الغرابة.
ترجمه
مصنّف گويد:
و اگر اتفاق كلام دو گوينده و سخنور در وجه دلالت باشد همچون تشبيه و مجاز و كنايه و نظير ذكر نمودن هيآتى كه دلالت بر صفت دارند زيرا اين هيآت اختصاص دارند بكسى كه آن صفت براى او ثابت است مانند توصيف كردن شخص جواد و كريم صاحب مال را به بشاشت و باز بودن چهره در هنگامى كه سائلين بر وى وارد ميشوند.
يا توصيف نمودن شخص بخيل صاحب ثروت را به گرفتگى در وقت داخل شدن سائلين بر او.
سپس مصنّف گويد:
حال اگر عامه مردم در معرفت وجه دلالت كلام بخاطر استقرار آن در عقول و عادات با هم مشترك باشند همچون تشبيه كردن شجاع به اسد و جواد به بحر و دريا اتفاق سخن دو گوينده همچون مرض اوّل مىباشد و در غير اينصورت ممكنست به سبق و زيادى حكم شده و ادعاى آنرا نمود.
پس از آن مىگويد:
وجه دلالتى كه عامّه مردم در آن مشترك نيستند بر دو نوع است:
نوعى كه فى نفسه خاصّى و غريب بوده و نوعى ديگر كه عامى است ولى بواسطه تصرّف در آن از ابتذال به غرابت كشيده ميشود چنانچه قبلا گذشت.