توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩٠ - خاتمه در سرقات شعريه و آنچه ملحق بآن بوده و غير آنها
اتّفاق دو كلام يا در غرض عام بوده و يا در وجه دلالت كلام بر غرض.
قسم اوّل را سرقت و اخذ نخوانند.
امّا قسم دوّم خود بر دو نوع است:
١- علاوه بر اتّفاق دو كلام بر نحوه دلالت بر غرض عامه مردم نيز در انتقال به غرض با هم مساوى باشند كه اين قسم نيز سرقت و اخذ نميباشد.
٢- اگرچه دو كلام در وجه دلالت و نحوه آن با هم متّفق هستند ولى مردم در انتقال غرض با هم اتّفاق نداشته بلكه متفاوت ميباشند.
اينقسم البتّه از مصاديق و اخذ محسوب ميشود و آن خود بر دو قسم است:
الف: خاصّى و غريب.
ب: عامّى.
قوله: عافى: يعنى سؤالكننده.
قوله: عند ذلك: يعنى عند ورود السّائلين.
قوله: فمن اوصاف الاسخياء: زيرا شخص سخى و جوانمرد وقتى دستش از مال دنيا تهى بود و سائل بوى مراجعه كرد چون نميتواند كمكى به او بكند البتّه عبوس و گرفته ميشود.
متن
فالاخذ و السّرقة نوعان: ظاهر و غير ظاهر.
امّا الظّاهر: فهو ان يؤخذ المعنى كلّه امّا مع اللّفظ كلّه او بعضه او وحده فان اخذ اللّفظ كلّه من غير تغيير لنظمه فهو مذموم لانّه سرقة محضة و يسمّى نسخا و انتحالا كما حكى عن عبد اللّه بن الزّبير انّه فعل ذلك بقول معن ابن اوس: