توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٣ - شرح قافيه از نظر ادباء
[شرح قافيه از نظر ادباء]
قافيه از نظر خليل عبارتست از آخر حرفى كه در بيت واقعست تا اوّلين حرف ساكنى كه پهلوى آن قرار گرفته همراه با حركتى كه قبل از اين ساكن ميباشد، بنابراين قافيه اوّل اين بيت لفظ [الردى] با حركت كاف از [شرك] ميباشد چه آنكه آخرين حرف [ياء] بوده و اوّلين حرف ساكنى كه پهلوى آن واقعست [لام] بوده و حركت قبل از آن حركت كاف ميباشد زيرا اگرچه [الف] قبل از [لام] متحرّك است ولى چون خوانده نميشود اعتبار بآن نبوده و حركات [كاف] را بايد لحاظ نمود.
و قافيه دوّم از حركت دال [اكدار] تا آخر ميباشد زيرا آخرين حرف [راء] بوده و اوّلين ساكن قبل از آن [الف] و حركت قبل از الف همان حركت دال ميباشد.
پس از آن مىگويد:
و گاهى نظم و شعر را بر بيش از دو قافيه بناء مىكنند، البته اين معنا بسيار نادر و گوينده بايد مرتكب تكلّف شود.
قابل توجّه آنكه اشعار لطيف ذوقافيتين نوعى است كه غالبا در شعر فارسى يافت ميشود و آن اينستكه الفاظ باقى بعد از قافيه اوّل بطورى استكه وقتى آنها را جمع نمائيم خود شعرى مستقيم المعنى ميباشد.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: و يسمّى التوشيح و ذو القافيتين: شمس الدّين محمّد بن قيس الرّازى در المعجم آورده است:
توشيح آنستكه بناء شعر بر چند بخش مختلف الوزن نهند كه جمله آن يك قصيده باشد و چون هربخشى را جداگانه برخوانى قصيده ديگر بر وزنى ديگر برون آيد چنانكه رشيدى سمرقندى گفته است: